ميرزا محمد حيدر دوغلات

512

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بود ( 240 ر ) وى نيز به سوابق خدمات ممتاز بود كه فى الجمله سابقا مذكور يافته است ، محمد قرغيز را بربسته آورد به نظر كيميا اثر خان رسانيد . خان فرمود كه هرچند تو را در قاعده توره به ياساق رسانيدن لازم بود اما به مقتضاى مروت خون تو را بخشيدم و يارليغ عالم مطاع صادر شد كه او را در بند كشيدند و به عمّم سپردند و اهل لشكر از گله اسب و رمهء گوسفند و قطارهاى شتر ، غنى شدند و آنچه اسير قرغيز افتاده بود ، رها كردند . قطعه : عادت آنست كه چون مملكتى گردد فتح * مال غارت شود و خانه بماند ز جا و اندرين فتح ز اقبال شه عالم‌گير * مال با خانه و با خانه‌نشين شد يغما « 1 » در كمال دولت و فيروزى چند روزى در آنجا توقف كردند و از آنجا به آهستگى و فراغت عازم دار الملك شدند و از حفظ و امان حق سبحانه و تعالى در اوايل زمستان به كاشغر رسيدند . « 2 » آمدن دولت سلطان خانيم ، بنت يونس خان از بدخشان به كاشغر در تعداد فرزندان يونس خان مذكور شده است كه از همه خردتر « 3 » دولت سلطان خانيم بود كه با تيمور سلطان ابن شاهى بيگ خان در ويرانى تاشكند افتاده بود و در حرم او مىبود . وقتى كه بابر پادشاه سمرقند را گرفت ، با پادشاه ملحق شد . وقتى كه پادشاه به كابل رفت اين دولت سلطان خانيم از پادشاه كه خواهرزاده خانيم بود جدا شده به ميرزا خان كه وى نيز خواهرزاده خانيم بود در بدخشان ماند . ميرزا خان او را به جاى والده مىداشت . چون خان از آقسو برگشت به طلب دولت سلطان خانيم كه عمه خان مىشد كس فرستاد صد « 4 » اسب و فراخور اين از رخوت و اوانى ظروف بود نقره و طلى فرستاد وقتى كه خان به لشكر قرغيز رفت كه شرح يافت ، خانيم از بدخشان به ياركند آمده بود

--> ( 1 ) . نگ : - قطعه عادت آنست . . . يغما . ( 2 ) . نگ : + فصل شصت و دوم . ( 3 ) . نب : خوردتر . ( 4 ) . نگ : + صد .