ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 72
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مؤلف ما ، ناگزير شد براى رهايى قندهار كه در محاصره سام ميرزا و شاه تهماسب ، پسران شاه اسماعيل صفوى قرار داشت حركت كند ، اما قبل از عزيمت ، مهمان خود را به حكومت آن نواحى هند ( تمام پنجاب ) كه متعلق به خودش بود ، منصوب ساخت و ميرزا حيدر بيش از يك سال ، با اين سمت در لاهور ، به « جمعآورى ماليات ، سركوبى شورشها ، حفاظت مرزها ، و استقرار اسلام » مشغول بود . اندكى پس از بازگشت كامران به پنجاب ( 1538 ) ، همايون در بنگال از شيرشاه سورى فرمانده افغانها به سختى شكست خورد و شيرشاه از طريق كناره چپ رودخانه گنگ عازم آگره شد . گروه زيادى از لشكريان همايون در بنگال به او پيوستند ، همايون به كامران و برادران ديگرش متوسل شد تا نيروى كمكى به آگره بفرستند و خود با شتاب به سوى شمال رفت . كامران پس از اندكى ترديد راضى شد و با يك قشون 000 / 20 نفرى و به همراه مؤلف ما نخست به دهلى و سپس به سوى آگره حركت كرد . در اين جا ميان برادران اختلاف بروز كرد . كامران از تصميم خود مبنى بر حمايت از پادشاه منصرف شد و به بهانه ناخوشى در صدد بازگشت به لاهور برآمد ، در حالى كه شيرشاه هنوز به گنگ نرسيده بود . وى كوشيد كه ميرزا حيدر را نيز با خود بازگرداند اما ميرزا به جهت ميهنپرستى خوددارى كرد و از آن هنگام ( 1539 ) به بعد يكى از هواداران شد و همايون با وى به عزت تمام رفتار كرد و « بنا به رسم مغول » او را « برادر » ناميد . آنگاه جنگ مصيبتبار قنوج پيش آمد « 1 » . قشون همايون در حدود 000 / 40 نفر بود اما اين تعداد تنها تودهء عظيم بىنظمى محسوب مىشدند كه امراى فرمانده آنها قصد جنگ با افغانها را نداشتند . به نظر مىرسد ميرزا حيدر در اين جنگ به نوعى مشاور كل يا رئيس ستاد پادشاه بوده ، اما به طور ضمنى اظهار مىدارد كه رهبرى قلب نيز با او بوده است . « 2 » وى از اغتشاش و فساد حاكم در جبهه چغتايىها بىپرده سخن گفته و به
--> ( 1 ) . 17 مه 1540 يا 10 محرم 947 هجرى . ( 2 ) . ابو الفضل [ مؤلف اكبرنامه ] ( به قول پرايس ) مىگويد كه همايون شخصا قلب را فرماندهى مىكرد ، و فرماندهى جناحين راست و چپ را به ترتيب ، يكى از برادران و يكى از برادرزادههايش به عهده داشتند . ) 781 . p , . iii . tsih . dmahum ( .