ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 69
تاريخ رشيدى ( فارسي )
شده ، ضعف جسمانى بر غيرت مذهبى غلبه كرد ، و هواى رقيق گذرگاههاى لاداخ در طول اين سفر ، براى او تقريبا به صورت مهلكى درآمد ، اما آنقدر بهبودى يافت كه بتواند قسمتى از قشون خود را به سوى بالتيستان هدايت كند ، در اين ميان ميرزا حيدر در كشمير مشغول بود ، اما پس از گذرانيدن زمستان ، منصرف شده و به واسطه سرما و گرسنگى ، وى نيز ناگزير به طرف لاداخ عقبنشينى كرد و بلافاصله پس از آن با قسمتى از قشون عازم كاشغر شد . اين سفر دوم در ارتفاعات ، آنچه را كه از اول براى سلطان سعيد مقدر بود به انجام رسانيد . وى در گذرگاه سوگت از ناخوشى معروف به « دمگيرى » يا بيمارى كوهستانى درگذشت و بلافاصله پسر بزرگش عبد الرشيد جانشين او شد . مرگ خان به هيچ وجه مانع از جريان « جهاد » نگرديد ، زيرا دومين پسر او اسكندر سلطان و عدهء زيادى از امرا با ميرزا حيدر همراه شدند كه در آن هنگام ( ژوئيه 1533 ) براى « كسب لياقت » و ويران كردن معبد بزرگ قصد لشكركشى به لهاسا را داشت - به قول او ، هيچ يك از پادشاهان اسلام به اين مرتبه دست نيافته بودند . به نظر مىرسد ميرزا حيدر تقريبا مدت يك ماه بر روى بلندترين فلاتهاى آسيا ، در راستاى جنوب شرقى ، به طرف ناحيهاى كه سرچشمههاى رودهاى بزرگ هند از آنجاست ، راهپيمايى كرده و در عرض چند روز به مرز تبت در نپال رسيده است . كل نيروهاى وى به هيچ وجه رقم قابل توجهى را تشكيل نمىداد و ظاهرا به دو يا شايد سه ستون كوچك تقسيم شده بود . يكى از اين ستونها مورد تهاجم « سربازان مسلّح به شمشيرهاى كوتاه » ى قرار گرفتند كه « يك راى هندى » آنها را به كمك تبتىها فرستاده بود - ظاهرا اين اظهارات اشاره به يكى از قبايل نپالى است كه به اسلحهء خود يعنى كوكرى مسلّح مىباشند . به نظر مىرسد مغولها سرانجام با اين مردم وارد جنگ شده باشند . ميرزا حيدر هنوز به لشكركشى خود به سوى پايتخت ادامه مىداد تا اينكه به محلى موسوم به استبرق ( يا استكبرق ) « 1 » كه به نظر مىرسد در فاصله هشت روز راهپيمايى ، از لهاسا قرار داشته رسيد و آنجا را
--> ( 1 ) . ) krabkatsa ro ( karbatsa ظاهرا « استبرق » در اينجا اشتباه چاپى است . زيرا در متن تاريخ رشيدى ، به صورت « اسكبرق » آمده است . ( م )