ميرزا محمد حيدر دوغلات
465
تاريخ رشيدى ( فارسي )
دنيا و دين از آن تحرز و تصور واجب داند تا در اول نيك نام و از آخر رستگار باشد . نظم : آنى كه ز بيم تو جهان مىلرزد * پيش تو به طوع بندگى مىورزد در حال وفات خود تأمّل مىكن * كان همه عيش تو به اين مىارزد « 1 » 480 ( 214 پ ) جهت و شرح « 2 » فتح كاشغر چون فتح قلعه يانگى حصار بر آن وجه كه بيان رفت واقع شد ، خان مترصد مهم كاشغر شد ، سيوم روز خبر آمد كه مردم كاشغر ، كاشغر را يله كردند و اسبان را گله ، هر كس به هر طورى كه مخلص خود را در آن ديد به آن نوع بدر رفت . چون خاطر اشرف خان از مهم كاشغر بر وجه احسن جمع شد پاى دولت را در ركاب فتح گذاشته عنان نصرت را بر سمت ياركند معطوف گردانيد . در كنف فتح و فيروزى و در عين نصرت و نيك روزى روان شد و در مقدمه خواجه على بهادر را روان كرد . نظم : به جنبش درآمد زمين و زمان * تو گفتى كه خواهد پريد آسمان ز آواز اسبان و گرد سپاه * نه خورشيد تابنده روشن نه ماه « 3 » از يانگى حصار منزل اول كه ساتليق است ، مضرب خيام عسكر نصرت انجام شد . خبر رسيد كه ميرزا ابابكر ياركند را با پسر خود جهانگير ميرزا سپرده خود به ختن رفت . در رفتن مسارعت نمودند ، چون به قزيل رسيدند خبر آمد كه جهانگير ميرزا نيز بدر رفت و خواجه على بهادر به ياركند درآمد . در اواخر رجب سنه عشرين و تسعمايه 481 خان در شهر ياركند جلوس نمود و به آب تيغ آبدار ، گرد ظلم و غبار عدوان را فرو نشاند و از اين فتح ، زبان حال همه مظلومان بدين مقال مترنم شد .
--> ( 1 ) . نگ : - بيت تو چنان زى كه . . . مىارزد . ( 2 ) . نگ : - جهت و شرح . ( 3 ) . نگ : - نظم به جنبش . . . ماه .