ميرزا محمد حيدر دوغلات

443

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ذكر مصاف سلطان سعيد خان در كاشغر با لشكر ميرزا ابابكر چون ترتيب لشكر بدين نسق كه منتسق گشت از بالاى پشته اوج بر خان [ به ] پايان 410 روان شدند . بيت : جهاندار 411 چون لشكر آماده گشت * برآمد به اسب و درآمد به دشت به قصد عدو تنگ بسته ميان * به الماس كين تيز كرده سنان ز سم ستوران در آن پهن دشت * زمين شش شد و آسمان گشت هشت « 1 » امراء لشكريان ميرزا ابابكر سياهى سپاه را از دور مشاهده نمودند ، پانزده « 2 » هزار كس قياس كرده‌اند . اين تجربه معلوم شده است كه لشكر را چون شمار كنند به قياس متفاوت بسيار باشد . هر آن كو هراسد به گير و شمار * يكى صد نمايد ، صدش صد هزار چون نزديك به مزار پر انوار قطب عالم « 3 » خواجه رسيدند عنان يمن دولت را به سوى يمين معطوف گردانيد و از دو فرسخى كاشغر از سرمن نام موضعى است كه گذر آب تيمن آنجاست ، متوجه شدند ، از آب تيمن گذشتند و سوغون لوق نام موضعى است و در آنجا ميرزا ابابكر ، باغ و بستان خوب عمارت كرده است . در آن باغ نزول فرمودند و بعضى از امرا ، مع عسكر خود به نزديك قلعه كاشغر رفتند به قصد آنكه مخالف را محافظت نموده از قلعه نخواهد برآمد ، نزديك رفته قلعه را ملاحظه نمايند استحكام او تا چه حدى است . مخالف خود را از قلعه به آورده‌گاه كشيدند قتال آراسته ايستاده بود [ ند ] ، « 4 » سپاهى ز ريگ بيابان فزون * گه كين نهنگان درياى خون « 5 » چون امرا رسيدند جنگ درپيوستند . بعضى از جوانان شجاعت نشان كه همچنين روز مصاف را شب زفاف پنداشتندى و دبدبهء كوس جنگ را زمزمه دف « 6 » و چنگ انگاشتندى ،

--> ( 1 ) . نگ : - بيت . . . هشت . ( 2 ) . نگ : پنجاه . ( 3 ) . نگ : - پر انوار قطب عالم . ( 4 ) . نگ : + بيت . ( 5 ) . نگ : - سپاهى . . . خون . ( 6 ) . نگ : - دف .