ميرزا محمد حيدر دوغلات

431

تاريخ رشيدى ( فارسي )

التفات فرمودند و گفتند كه اين مرد بس جذبه قوى داشته است . هرگاه كه از اينجا مىگذرم مرا جذبه قوى مىرسد . عمارت عالى دارد و بيرون او را گل پخت كرده به نقوش و خطوط مفرق ساخته‌اند . چندانكه بنده بر گرد آن عمارت گشته‌ام و در خواندن كتاب‌ها سعى نموده‌ام ميسر نشد زيرا كه اكثر آن كوفى است ، نه كوفى كه اين زمان متعارف است . اندكى نيز ثلث 380 است ، آن نيز بر اسلوبى نيست كه خواندن آن به سهولت ميّسر گردد . اما در نزديكى او گنبد ديگر است در طاق او خطى تركى نوشته‌اند ، اكثر آن ويران شده است . در آنجا نوشته شده است كه در تاريخ ششصد و پنجاه و شش بود ، ديگرها ويران شده است و نمىتوان خواند . و اين تاريخ به دواخان كه به دواچچين « 1 » 381 مشهور است ، قريب مىنمايد و بنده را گمان اين است كه وى مزار دواخان است و بر اين چند وجه دليل است : يكى آنكه در آن تاريخ دواخان نام پادشاه ديگر نبود و نام دواخانى دلالت بر آن نمىكند كه اين مرد شيخى و يا امامى بوده باشد كه بعد از آن بر سروى عمارتى چنين رفيع نيازمدان ساخته باشند ؛ ديگر آنكه پدر دواخان ، براق خان در بخارا مسلمان شد و سلطان غياث الدين لقب يافت و پسرش دواخان بعد از وى پادشاه شد 382 از اين معلوم مىشود و متبادر آن است كه دواخان مسلمان باشد و در تواريخ تعريف دواخان را بسيار كرده‌اند . با وجود اسلام و آن خصال حميده ، اگر حق تعالى او را به مرتبهء رسانيده باشد عجيب نباشد و بعد از وى مردمى كه اعتقاد داشته باشند مزار وى را عزيز داشته به مرور ايام ، مزار معتمد به شده . العلم عند اللّه . اگر چنانچه ( 196 ر ) در واقع اين مزار كه به دواخان پادشاه مشهور است ، آن دواخان بوده باشد ، در تواريخ ذكر احوال او مسطور است . اما در مقدمه ظفرنامه ، مولانا شرف الدين « 2 » يزدى - رحمه اللّه « 3 » - چنين مىآرد كه : دواخان ابن براق خان ابن قراايسو ابن بامنگاى ابن چغتاى [ ابن ] « 4 » چنگيزخان ، پادشاهى بود كامكار ، رفيع مقدار ، و خسروى سرير جهانبانى و افسر كامرانى را شايسته و سزاوار . « 5 »

--> ( 1 ) . نگ : دواسهن . ( 2 ) . نگ : + على . ( 3 ) . نگ : - رحمه الله . ( 4 ) . نب : - ابن . ( 5 ) . نگ : - و خسروى . . . سزاوار .