ميرزا محمد حيدر دوغلات
424
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بر « 1 » ترّهات و خرافات او « 2 » اغماض و اغضا نتوانست كرد . گفت خاك به دهانت اى عدوى دين كوچلك لعين ، چون اين كلمهء درشت درست « 3 » به سمع آن گبر پركبر و كافر فاجر و نحس رسيد به گرفتن او اشارت كرد و الزام تا از اسلام ارتداد كند و تتّبع كفر و الحاد نمايد . « هيهات هيهات لما « 4 » توعدون » ، « 5 » مهبط نور الهى نشود خانهء ديو ، چند شبانروز او را برهنه و بسته و گرسنه و تشنه داشتند و غذا و طعام دنياوى از او بازگرفتند ، اگر چه او مهمان « ابيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى » بود « 6 » و اين امام محمد « 7 » چون صالح در قوم ثمود و « 8 » يعقوب حزن مبتلى و به عذاب جرجيس ممتحن بود ، قال النّبىّ - عليه السّلام - « البلاء موكّل بالانبياء ثمّ الاولياء ثمّ الامثل فالامثل » ، ايّوبوار صبر مىنمود و مانند يوسف در چاه زندان ايشان مجاهدت مىكشيد و مرد عاشق مىنمود چون از نوش محبت نيش محنت چشيد « 9 » آن را غنيمتى تازه و دولتى بىاندازه شمرد و گويد ، ع ، هرچ از تو آيد خوش بود خواهى شفا خواهى الم ، و هر زهر كه از دست جانان به كام جان مشتاق « 10 » رسد به حكم آنك ، ع « 11 » ، زهر از كف يار سيم بر بتوان « 12 » خورد ، از حلاوت مذاق حلاوت شهد و شكر او را در مرارت صاب و صبر يابد و گويد : و لو بيد الحبيب سقيت سمّا * لكان السّم من يده يطيب و دل نورانى چو از مشكاة انوار ربانى مستضىء باشد بر ايمان هر لحظه اطمينان زيادت داشته باشد و اگر چه به تكاليف عذاب مؤاخذ و معاقب بود ، « 13 » وصال دوست طلب مىكنى بلاكش باش * كه خار و گل همه با يكدگر تواند بود به ترك خويش بگو تا به كوى يار رسى * كه كارهاى چنين با خطر تواند بود ( 192 ر )
--> ( 1 ) . نب : - بر . ( 2 ) . نب : + را . ( 3 ) . نب : - درست . ( 4 ) . نب : الحاد نمايد آيت هيهات لما . ( 5 ) . نب : مصراع . ( 6 ) . نب : - بود . ( 7 ) . در جهانگشا : محمدى . ( 8 ) . نب : - و . ( 9 ) . نب : مرد عاشق صادق چون از نيش محبت محنت چشيد . ( 10 ) . نب : مشتاقان . ( 11 ) . نگ : - ع . ( 12 ) . نب : توان . ( 13 ) . نب : + نظم .