ميرزا محمد حيدر دوغلات
416
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مشاركت من به ميرزا ابابكر برادرى است ، چون من در ركاب دولت مناب ايستادگى مىنمايم ، محتمل است كه به من رجوع نمايند و اين ادخل امور است . هرچند كه ميرزا ابابكر برادر من است ، چنان كه گفتهاند ، « 1 » بيت : هزار خويش كه بيگانه از خدا باشد * فداى يك تن بيگانه كاشنا باشد « 2 » ( 187 پ ) بنده به همه ابواب بر در دولت ابد پيوند حلقه بر در مىزنم . هر سر كه در دولت به عزت فرود نيايد ، اگر همه برادرم باشد ، سر او را مىخواهم كه به درگاه سعادت پناه فرو آرم و در باب دولتخواهى جانب دارى برادرى را مطلق نمىدارم و مهمات او را ثبات دولت مىدانم اگر از اين ابواب مذكوره راى عالى را موافق باشد به تقديم رسد باز با دولت انسب مىنمايد . چون عمّم اين مقدمه را به مسامع علّيه رسانيد ، خان اين همه را به گوش رضا اصغا نمود و لسان تحسين و زبان آفرين را برگشود . فرمود كه مدتهاست كه خاطر از افكار اين وقايع افگار است و در همه انواع اطوار ، مطارحات شايبهء استحاله و رابطه اشكاله هست كه از استحلال آن استحاله و در اشكال اين اشكال انگشت زجرت در دهن حيرت مىماند ، « 3 » الّا اين كنكاش كه از همه مطارحات ارجح و بر همه شقوق انجح است و آنچه مدتها در ضمن ضمير قرار يافته بود بيان فرموديد . « 4 » اكنون راى من ، راى سيد محمد ميرزا است ، اگر هر كس را در اين باب سخن باشد ، معروض گرداند . تمام امرا متفق اللفظ و المعنى در تصويب و تحسين اين راى مبالغه نمودند . چون راىها به اين امر متفق شد ، در ربيع الاول سنه مذكوره 334 قبل از آنكه سيوينجك خان به حدود ولايت فرغانه درآيد ، خان برآمد : به راه مغولستان به كاشغر متوجه شدند . يكى از عجايبات امور ميرزا ابابكر كه بنده خود مشاهده نمودهام و هر كس كه كاشغر را در آن زمان ديده است مىداند ، 335 اين امر به تواتر ثابت شده است . هركه
--> ( 1 ) . نگ : - چنان كه گفتهاند . ( 2 ) . نگ : - بيت هزار . . . باشد . ( 3 ) . نگ : - كه از استحلال . . . مىماند . ( 4 ) . نگ : - و آنچه مدتها . . . فرموديد .