ميرزا محمد حيدر دوغلات

402

تاريخ رشيدى ( فارسي )

درنيايد . چون سنين عمرم از بيست و چهار به شهور بيست و پنج عدول نمود ، از اين خدمات به تمام مرا نهى فرمود و گفت در آنچه فرمودم ممارست را به كمال رسانيدى ، ديگر آنچه از تو چشم داشت است بر آن رجوع نمايى . تا سى سالگى مهمات لشكر را به من تفويض فرمود ، اما مردم مصلحت‌دان و امراى كلان را همراه مىگردانيد و مىفرمود كه در هيچ بابى از ابواب مصلحت بينى اين جمع تجاوز نكنى و در همه امور منقاد و مطاع باشى . چون چند لشكر بدين منوال واقع شد ، ديگر در كنكاش‌ها و راىها حكم فرمود كه آنچه به خاطرم رسد معروض دارم . تا سى سالگى حكم نشده بود هرگز در مجلس خان از راى و مصلحت ، نطق نگشادم . كالصوت الحوت « 1 » در مجالس كنكاش ، صامت بودم . بعد از آنكه حكم سخن گفتن شد اگر در مجالس سخن گفتمى و راى زدمى ، مىفرمود كه آن را بيان فرماى كه به چه دليل است و وجه معقول آن چيست . چون بيان فرمودمى ، اگر در اصل به وجه بودى و تقرير نيز موافق اصل بودى ، استحسان مىفرمودى و از اهل مجلس استحسان مىطلبيدى و بر آن مقرر مىساخت . و اگر تقرير تعبير بودى مىفرمود كه غالبا چنين مىخواهد كه گويد ، در غايت خوبى و تنقيح ، تقرير مىگرد و خاطر نشان امرا مىساخت و اگر در اصل راى ركّتى بودى به نوعى تقرير مىكرد كه به ركاكت آن واقف مىشدم . « 2 » چون مدتى بر اين برآمد ، ديگر مرا فرمود ، مرا بر راى تو فى الجمله وثوقى به حاصل آمدى ديگر تمام مهمات لشكر و امور سلطنت را به من تفويض فرمود و مرا در كليات امور مطلق العنان گردانيد و مناشير و فرامين كه به من ثبت مىفرمود وضعى بر آن نهاد كه ملتبس به سلام آمد مكتوب شد . « 3 » وقتى كه از سفر كشمير مراجعت نمودم و در تبت 298 به پاىبوس شريف مشرف شدم مرا در خلا و ملا ، به غير برادر هيچ خطاب نفرمود . ( 179 پ ) تفصيل اين مجمل بعد از اين در احوال خان مشروح خواهد شد . بعد از اين تقرير احوال بنده تا اختتام او بر احوال خان بالرأس نخواهد آمد ، زيرا كه تقرير احوال خان همه مشروح خواهد شد . « 4 »

--> ( 1 ) . نگ : - كالصوت الحوت . ( 2 ) . نگ : - و اگر در اصل . . . مىشدم . ( 3 ) . نگ : - و مناشير و . . . شد . ( 4 ) . نگ : + فصل سى و دوم .