ميرزا محمد حيدر دوغلات

376

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ملازمان من يكى را فرو گرفتند ، پيش پادشاه آوردند و پادشه آن را به فال نيك گرفت و فرمود كه جلدوى 226 اول را به نام ميرزا حيدر نويسند و همچنين به طرف يسار تا بيگاه روز ، كرّ و فرّ مىبود . به طرف پادشاه هيچ محاربه نرفت ، چه راه تنگ بود ، از هر دو جانب رفتن به آسانى ميسر نبود . چون نماز ديگر شد از پيش پادشاه مردم جلد پياده شده فرو آمدند . چون بيگاه شده بود آنجا فرو آمدن مخالفان از جهت بىآبى ممكن نبود و آب قريب يك فرسخ دور بود . به داعيه آنكه برگشته شب در نزديكى آب نزول كنند برگشتند . پياده‌ها كه فرود آمده بودند هى هى انداختند و عقب ايشان مىدويدند . آن جماعت كه در مقابله ميرزا خان بودند ديدند حمزه سلطان كه قول 227 ايشان بود برگشت . ايشان نيز داعيه برگشتن كردند . چون مقابله ايستاده بودند هيچ كدام بر يك ديگر راجح نبودند . چون مخالف عنان برگردانيدند ، مردم ميرزا خان كه در مقابله بودند حمله برد [ ند . مخالفان بىدرنگ گريختند . چون قلب ديد كه اين گروه قلع و قمع شدند آنان نيز زمام خويشتن دارى را ] از دست ثبات رها دادند ، به همين هزيمت بر لشكر ايشان افتاد . نماز شام بود كه حمزه سلطان و مهدى سلطان و مماق سلطان را گرفته به ركاب دولت مناب پادشاه رسانيدند . آنچه شيبان به خواقين مغول و سلاطين جغتاى كرده بود ، پادشاه به ايشان كرد . 228 شب را به تعاقب ايشان به روز آوردند ( 164 ر ) و روز را به شب رسانيدند . تا حدود دربند آهنين تعاقب نموده تمام عسكر نصرت مآثر در حصار جمعيت نمودند و از پيش شاه اسماعيل باز كومك رسيد و جمعيت از طوايف عالم مجتمع گشته سواد لشكر به شصت هزار رسيد . از حصار گذشته به قرشى رسيدند . اكثر سلاطين اوزبك در سمرقند بودند و عبيد اللّه خان به قلعه قرشى متحصن شد . تمام اهل راى كه عقده‌گشاى امور ملك بودند ، محاصره قرشى را مصلحت نديدند گفتند گذشتن با بخارا انسب مىنمايد ، زيرا كه وى اگر در همين قلعه ثبات ورزيد بخارا كه خالى از جيش و مملو از طيش 229 است به سهولت به دست درآيد و بودن وى در قرشى مفيد به هيچ مقصود وى