ميرزا محمد حيدر دوغلات

370

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سامان ايشان آن قدر سرانجام نيافته است كه با وى مقاومت توانند كرد . چون از هر دو جانب اين صورت واقع بود و از يكديگر هراسيدند ، 216 همان شب پادشاه به طرف قندوز ايلغار زد و حمزه سلطان به طرف حصار گريخت ، هر كدامى بعد از چند روز خبر گريختن يكديگر را يافتند و هر دو به سلامتى خود آيه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ 217 را فرو خواندند . پادشاه به قندوز رسيدند . ايلچى شاه اسماعيل آمده بود ، متضمن مواعيد . در خلال اين حال خانزاده بيگم از خراسان آمد كه خواهر پادشاه بود كه سابقا مذكور شده است كه در محاصره سمرقند ، پادشاه به فديه جان خود ، خانزاده بيگم را به شاهى بيگ خان داده بود و برآمده . بيگم در حرم شاهى بيگ خان بود و خرم « 1 » شاه سلطان از وى در وجود آمده و بعد از آن از بيگم متوهم شد كه براى مصلحت برادر ، مگر به وى قصدى خواهد كرد ( 160 پ ) از اين جهت او را طلاق داده بود . به سيد هادى كه از اعاظم سادات 218 اتائبى « 2 » بود و پيش خان و سلاطين و تمام اوزبك عظيم ممكّن بود بخشيده و سيد هادى در جنگ مرو كشته گشته بود بيگم به اسيرى به دست تركمان افتاده بعد از آنكه معلوم شده بود كه خواهر بابر پادشاه است ، شاه اسماعيل نيك رعايت كرده ، متعاقب ايلچى خود ، به انواع عواطف مالاكلام و اقسام انعام « 3 » به طرف پادشاه روان كرده بود و خانزاده بيگم آمد . ميرزا خان را با تحف و هدايا به خراسان پيش شاه اسماعيل فرستادند متضمن اطاعت و انقياد و التماس كمك و امداد . ميرزا خان را شاه اسماعيل خوب ديد ، ملتمسات را مبذول داشته زود اجازت مراجعت ارزانى داشت . در خلال اين احوال از عمّم كس آمد مخبر به آنكه اين ولايت فرغانه را از اوزبك به تمام خالى ساخته در حيطه ضبط درآورده شده است . در استيصال اوزبك و استخلاص ماوراء النهر اين امر ادخل امور است ، در اين باب به آنچه اشارت رود به تقديم رسانيده آيد . « 4 » چون سياق سخن به وقايع عمّم سيد محمد ميرزا - لازالت روحه - رسيد « 5 » [ شرح حال او لازم است . ]

--> ( 1 ) . نب : خورم . ( 2 ) . نگ : اتايى . ( 3 ) . نگ : رعايت كرده به اتفاق سفيرى و همراه با هداياى با ارزش . ( 4 ) . نگ : + فصل بيست و سوم . ( 5 ) . نگ - چون سياق . . . رسيد .