ميرزا محمد حيدر دوغلات

365

تاريخ رشيدى ( فارسي )

لشكر شاهى بيگ خان از هر طرف رسيدن گرفت . شاه اسماعيل از آن منزل كوچ كرده ( 157 پ ) از جامهاى شكسته بيرون آمد . چون قراولان لشكر اوزبك اين حال ديدند ، خبر كردند ، اوزبك پنداشت كه از آمدن پشيمان شده‌اند به همين برگشتنى بر « 1 » گشتند . نماز پيشين روز تنگ رمضان سنه سته عشر و تسعمايه 202 برون آمد و آنچه از لشكر در ملازمت او حاضر بودند بيست هزار كس بودند . بعضى ارباب رأى مثل امير قنبر « 2 » و امير راى به عرض رسانيدند كه امروز مصاف در توقف باشد ، عبيد اللّه سلطان و تيمور سلطان كه به يك فرسخى نزول فرمودند ، بيست هزار كس همراه دارند ، ملحق گردند و از خصم نيز خبر تحقيق معلوم گردد كه به همين برگشتن برگشت يا سر مصاف دارد . اگر سر مصاف دارد ، مصاف از روى جمعيت بهتر باشد و اگر به همين گريخت ، تعاقب كردن به نفس نفيس خان حاجت نباشد ، عبيد اللّه سلطان و تيمور سلطان و بعضى امراء ديگر تعاقب نمايند و حضرت خان به آهستگى و جمعيت ، منزل به منزل مىآمده باشند راست تا عراق ، و ظاهر است كه وى از اينجا كه برگشت او را مردم پيش مىرانند و مىدوانند چنان كه در عراق نيز وى را سامان قرار نخواهد ماند . خان فرمود كه جنگ با وى غزات اكبر است . مع هذا غنيمت بسيار دارد ، اين صرفه و سود دنيا و آخرت را مشاركت سلاطين زيان دارد ، مردانه بايد بود . روان شد ، چون از جامهاى 203 شكسته برآمدند در هموارى رسيدند ديدند كه وى ايستاده ، لشكر او را چهل هزار قياس كردند . هنوز صفوف عساكر اوزبك نيك نه پيوسته بود كه لشكر تركمان حمله بردند . چون ساير الناس لشكر غنيم را از حد خود متجاوز ديدند ، پاى قرار ايشان از جاى شده راه فرار را پى سپردند ، اما سران لشكر همچنان ثبات قدم ورزيدند تا شاهى بيگ خان و جميع سران لشكرش تمام كشته گشتند ، در هيچ تاريخ و از هيچ كسى خوانده و شنوده نشده است كه در هيچ مصافى به اين رنگ تمام اعيان لشكر ( 158 ر ) كشته شده باشد . چون اهل فرار به قلعه مرو رسيدند ، هر كس كه توانست كوچ خود را گرفته گريخت و هر كس كه نتوانست آيه هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ 204 را فرو خواند و فرا رفت و اكثر

--> ( 1 ) . نگ : - بر . ( 2 ) . نگ : قمبر .