ميرزا محمد حيدر دوغلات

289

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و شايد شاهى بيگ خان ، سلطان محمود خان را رعايت كرده باشد . خان به كرات اين واقعات را به اين كمينه تقرير مىفرمود و مىگفت كه هر كس كه داعيه و لابه اين شاهى بيگ خان مىكرد ، از جهت نادانى مزاج شاهى بيگ خان بود . هر چند كه دانايان منع مىفرمودند به احتمالات محالات كه در پيش خود معقول « 1 » ساخته بودند . ممنوع نمىشدند و مرا به ايشان صد اعتراض و انكار بود ، چه من يك سال تمام پيش شاهى بيگ خان بودم . « 2 » مزاج او و خيال سلاطين و نيّت امراء او را نيك شناخته و دانسته بودم . پيش من يقين بود كه خواهد كرد آنچه كرد . هرچند من از اين مقوله « 3 » به اين مردم گفتم ، گفتند ديگر چه توان كرد ؟ جمع انواع مكارحات ، محالات « 4 » تام است اما در اين امر اميد بهبودى هست . به غير آن آنچه به خاطر انور رسيد به تقديم رسانيد ، ما در همه امور از دل و جان مطاع و منقاديم . من نيز چندانكه تأمل مىكردم ، شق ديگر و صورت غير اين نيافتم . « سبحان ذى القدرة و الجبروت » « 5 » ، آنكه من مردم را آن سرزنش مىكردم خود ديده و دانسته مرتكب آن شدم كه به غير آن هيچ ديگر شود . ع « 6 » : ديده دانسته خود را در بلا انداختم . روز ديگر خود را به مرگ و دل را به شهادت قرار داده « 7 » متوجه به خدمت جانى بيگ سلطان شدم كه اول پايه ملازمت شاهى بيگ خان بود و از آن پايه 80 تا قعر لحد هيچ تفرقه نبود . و اين واقعه در شهور سنه اربع و عشر و تسعمايه 81 بود بعد از شهادت سلطان محمود خان به دو ماه ، و « 8 » يك ماه پيشتر از اين سلطان خليل سلطان كه برادر پدر مادرى خان بود ، غريق رحمت كرده بودند و اين جمله از پيش رفته است . در اين تاريخ بابر پادشاه بر تخت كابل استقرار نمود و استقلال فى الجمله پيدا كرده بود چون « 9 » حكايت خان به اينجا رسيد ، اگر رجوع به باقى حكايات ( 117 پ ) پدرم و بابر پادشاه كرده نشود نسق [ سخن ] « 10 » از ترتيب مىماند . « 11 »

--> ( 1 ) . نت : مغول . ( 2 ) . نت : + و تمام . ( 3 ) . نت : مغوله . ( 4 ) . نت : كالات . ( 5 ) . نگ : - سبحان ذى القدرة و الجبروت . ( 6 ) . نگ : - ع . ( 7 ) . نت : قرارداد . ( 8 ) . نت : - و . ( 9 ) . نت : پيدا كرد چون . ( 10 ) . نب : - سخن . ( 11 ) . نگ : + فصل نهم .