ميرزا محمد حيدر دوغلات

279

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سلطان خليل سلطان را اميد از مغولستان بريده شد ، در پى عم به اميد آنكه شاهى بيگ خان رعايت كرده باشد روان شد ، به اخسى رسيد ، جانى بيگ سلطان گرفته به عمّم سيد محمد ميرزا و سلطان على ميرزا بيگ جك و توبره نياغوت « 1 » سپرد كه وى را مىبايد در آب غريق رحمت كرد تا به اينجا اعتماد حاصل آيد . « 2 » ايشان « 3 » ناچار سلطان مظلوم را در درياى اخسى غريق رحمت ساختند و بعد از اين به مدتى خان ، تربيت‌ها و عنايت‌ها كه دربارهء اين جماعت كه برادر او را كشته بودند فرمود « 4 » ، به شرح خواهد آمد . اما خان از آن محاربه گريخته بدر آمد ، قريب به پنجاه [ نفر ] و از مواشى در حواشى ايشان به قدر حاجت بود . از آلماتو گريخته و شكسته به دولان آمد كه به وسط رفتار 68 قريب پانزده روزه راه باشد . چون آنجا رسيدند از خوف دشمن اندكى ايمن گشتند . در همان روز يكى پيش آمد ، گرفتند و تفحص احوال او نمودند . گفت كه در اوروق نام كه به رفتار اعتدال سه روزه راه است ، جماعتى از قبيله بهرين « 5 » نشسته‌اند به داعيه آنكه به كاشغر روند و به ميرزا ابابكر توصل 69 جويند . من گريخته به قرغيز مىروم و نشستند و مصلحت ديدند كه خان خود روند و در ميان آن مردم درآيند ، شايد بدين توصل فى الجمله استظهارى به حاصل آيد و بيشتر خواجه على بهادر در اين باب مبالغه مىنمود و اين خواجه على بهادر از مردم بهرين بود اما مرد شجاع و متهور و تيرانداز بىنظير بود . وقتى كه خان از سمرقند گريخته به ملازمت عم بزرگوار ، سلطان محمود خان پيوست ، اين خواجه على در يتّىكند در ملازمت يكى از نواب سلطان محمود « 6 » خان مىبود . چون خان آمد ( 112 پ ) كمر بندگى خان را در ميان جان و اعتقاد صافى بسته ، ملازم شده بود . در حين فرار از دست مقصود على سازنده زخمى شده بود و اين خواجه على در آن جنگ جلادت‌ها نموده و « 7 » داد شجاعت را داده از آن روز منظور نظر كيميا اثر خان مىبود « 8 » در محاربات كه در مغولستان واقع مىشد ، در اكثر محاربه از دست وى

--> ( 1 ) . نت : بنا بوغوت . ( 2 ) . نت : اينجا حاصل اعتميد آيد . ( 3 ) . نت : - ايشان . ( 4 ) . نت : فرمودند . ( 5 ) . نب : بهر اين . ( 6 ) . نت : محمد . ( 7 ) . نت : - و . ( 8 ) . نت : + و .