ميرزا محمد حيدر دوغلات

277

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و خان مىفرمود كه بعد از گريختن ميرزا ( 111 ر ) توهم ما غالب شد . شانزده كس اتفاق نموده از درون شهر سمرقند گريختند به راه خوتوك « 1 » به قراتوقاى زده به سيرام برآمدند و به مغولستان رفتند و به راه اوزون احمد به هفت ده كه يتّىكند 62 مشهور است ، رفت و در يتّىكند سلطان محمود خان بود . اول اين حال مذكور شده است كه سلطان احمد خان وفات يافت و سلطان محمود خان به مغولستان برآمد و سلطان محمود خان پادشاه نازك بود ، در امور سلطنت كسالت و سهولت بسيار مىورزيد و همه در سر همين شد . « 2 » و مغولستان صحرائى است كه اين كسالت و مساهلت را مهمات وى برنمىتابد . از اين « 3 » جهت خان در مغولستان نتوانست بود و به آرزوى « 4 » سكناى « 5 » شهر و ولايت با يتّىكند كه آنجا اندك زراعت مىباشد ، درآمده بود ، اوقاتى فى الجمله مىگذراند . خان به سلطان محمود خان كه عم وى بود ملحق گشت . چند مدت در ملازمت عم به سر مىبرد . خان در غايت شدت « 6 » و تهور بود و كسالت و تهاون سلطان محمود خان را تاب نياورد از آنجا فرار نمود سلطان محمود خان براى تعاقب « 7 » كس فرستاد ، در سه روزه راه از عقب رسيدند و جنگ « 8 » درپيوستند . چون شدت محاربه بغايت رسيد ، مقصود على نام كه يكى از نديمان سلطان محمود خان بود ، ساز و آواز فى الجمله داشت ، وى در آن محاربه جلادت‌ها مىنمود . خان ديد كه بيشتر مساعى حرب به اجتهاد وى است ، به قصد وى دوانيد ، وى روى در گريز نهاد ، پيش رويه كشيد و عقب رويه گشاد داد ، 63 تير وى بر سر كتف چپ خان رسيد ، چنان كه استخوان سر كتف را شكست و از ته شانه چپ‌گذار شد و به روى شانه راست رسيد ، در حينى « 9 » كه خان خود را رسانيد اما چندانكه سعى كرد ، قوت دستهاى خان به راندن تيغ وفا ننمود و غنيم به سلامت بدر رفت . خان برگشت ، زخم منكر بود ، مدت دو سال ( 111 پ ) چشم راست و دست راست خان از كار افتاده بود .

--> ( 1 ) . نت : خوتوكى . ( 2 ) . نگ : - و همه در سر همين شد . ( 3 ) . نت : - اين . ( 4 ) . نب ، نت : آرزو . ( 5 ) . نب : سكنى / نت : شكنى زد . ( 6 ) . نت : شدن . ( 7 ) . نت : معاقب . ( 8 ) . نت : + كردند و . ( 9 ) . نت : در اخسى .