ميرزا محمد حيدر دوغلات
250
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ثمان و اربعين و تسعمايه 23 است در يورت پدر به استقلال « 1 » پادشاه است . واقعات او در اين « مختصر » ، آنچه موقوف عليه باشد « 2 » تحرير خواهد يافت ؛ دوم ، اسكندر سلطان است . او بعد از پدر به اندك زمانى به مرگ طبيعى « 3 » با پدر ملحق شد ؛ سيوم ، سلطان سعيد خان است . احوال او به شرح خواهد آمد . در اين « مختصر » « 4 » هر جا كه خان مطلق گفته شود ، مقصود ايشان ( 98 ر ) خواهند بود ؛ چهارم ، باباجاق سلطان است و الى يومنا در ملازمت منصور خان است ؛ و پنجم « 5 » ، شيخ محمد سلطان است . بعد از سنه اربعين و تسعمايه « 6 » 24 در زلزله مع چند فرزند و حرم خانه بر بالاى ايشان فرود آمد ؛ ششم ايشان ، سلطان خليل سلطان بود . بعضى از حالات وى در اثناى احوال سلطان سعيد خان مذكور خواهد شد ؛ هفتم ايشان ، ايمن خواجه سلطان است . احوال اين سلطان نيز در ذكر سلطان سعيد خان خواهد آمد ؛ هشتم ، چين تيمور سلطان است . مدتها در ملازمت منصور خان بود ، در آخر گريخته به ملازمت خان آمد . منصور خان طلب داشت ، باز فرستادند ، مكرر اين صورت واقع شد . آخر الامر گريخته در هندوستان پيش بابر پادشاه رفت . خدمات لايقه از دست وى برآمد . پادشاه در غايت عزت و حرمت ، رعايت او كردند . در آگره به اسهال كبد « 7 » 25 درگذشت . در همانجا مدفون شد ؛ نهم ايشان ، يوسون تيمور سلطان است . اين مثل برادر ، [ از ] « 8 » آمد شد ميان دو خان به تنگ آمده گريخته به طرف قزاق افتاد و از آنجا به توران قزان « 9 » افتاد و از آنجا به بخارا پيش عبيد اللّه خان رفت و از آنجا گريخته پيش بابر پادشاه رفت و او را نيز پادشاه « 10 » معزّز داشت . الى يومنا در هندوستان است ؛ دهم ، توخته بوغه سلطان است . او نيز به هندوستان افتاد . در هندوستان به مرگ
--> ( 1 ) . نت : اسقبال . ( 2 ) . نگ : - آنچه . . . باشد . ( 3 ) . نت : - طبيعى . ( 4 ) . نت : مقتصر . ( 5 ) . نت : + شاه . ( 6 ) . نگ : - بعد از . . . تسعمايه . ( 7 ) . نت : كبيد . ( 8 ) . نب ، نت : - از . ( 9 ) . نگ : - قزان . ( 10 ) . نت : - رفت و او را نيز پادشاه .