ميرزا محمد حيدر دوغلات

244

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ذكر خاتمه كار يونس خان و تعداد فرزندان و پادشاهت سلطان محمود خان و سبب اختلال كار او بر سبيل اجمال در اوايل خانيت سلطان يونس خان ( 95 ر ) تمامى مغول بر « 1 » عادت سابق در مغولستان مىبودند و از شهر و آبادانى بغايت مجتنب و گريزان ، و ساير الناس مغول را از مسلمانى جز نامى نبود ، بلكه آن نام نيز نبود و در جميع « 2 » ولايات مثل ساير كفره « 3 » برده مىساختند و مىفروختند . چون خان به دولت پابوس حضرت ايشان رسيدند « 4 » حضرت ايشان به سلاطين اسلام خطوط ارسال داشتند كه ما سلطان يونس خان را ديديم . « 5 » قومى كه پادشاه ايشان چنين كس مسلمان بوده باشد ، برده ساختن آن قوم روا نيست . بعد از آن تاريخ ديگر در تمام بلاد اسلام كس برده مغولى نخريد و نفروخت . مقصود آنكه مغول اين نوع قومى بوده‌اند . « 6 » خان همت برگماشت كه تا اين قوم ولايت گيرد ، شهر نشين نشوند « 7 » ، هرگز مسلمانى صورت نبندد . بناء على هذا ، مساعى جميله به ظهور رسانيد تا آنچه مىخواست ميسر شد . در خلال اين احوال كه خان ، مغول را به تاشكند مىآورد ، جمعى « 8 » كه بغايت كاره 16 بودند ، سلطان‌احمد خان كه پسر خرد « 9 » خان است ، گرفته گريخته در مغولستان ماندند . خان با پسر كلانتر ، سلطان محمود خان و باقى الوس مغول به تاشكند آمدند . شرح خصوصيات اين واقعات تطويل دارد . در اين « مختصر » ايراد آن اصل مقصود را محجوب مىگرداند و در « تاريخ اصل » - ان شاء اللّه تعالى « 10 » - مشروح خواهد شد . چون سلطان يونس خان ، داعى ارجعى را لبيك گفت جان « 11 » را به ملك سبحان « 12 » و ملك را به سلطان محمود خان سپرد « 13 » - نوّر ضريحه « 14 » - به رسمى كه مرسوم مغول بوده ، سلطان محمود خان را بر تخت خانى و مسند جهانبانى متمكن گردانيدند . چنان كه رسم اهل ميراث مىباشد كه آنچه از پدر باقى ماند آن را قدر و قيمت

--> ( 1 ) . نت : در . ( 2 ) . نت : جمعيت . ( 3 ) . نت : كفر . ( 4 ) . نت : - حضرت ايشان رسيدند . ( 5 ) . نت : كه با يونس خان سلطان را ديديم . ( 6 ) . نت : مغولى اين نوع مىبوده‌اند . ( 7 ) . نت : شوند . ( 8 ) . نت : جميعى . ( 9 ) . نب : خورد . ( 10 ) . نگ : - تعالى . ( 11 ) . نت : خان . ( 12 ) . نت : سبحانه . ( 13 ) . نت : سپردند . ( 14 ) . نت : صريحه / نگ : - نوّر ضريحه .