ميرزا محمد حيدر دوغلات

227

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 363 ) . مغافصه : به ناگاه گرفتن ، ناگهان ، ناگهانى . ( لغت‌نامه ) ( م ) . ( 364 ) . پيش‌باز - پيشواز : استقبال . ( م ) ( 365 ) . ايلاچه تحريف فارسى الاچه است و در متون فارسى تاريخ رشيدى به همين شكل نوشته شده ؛ اما به گفته آقاى راس ، الاجه بر هر دو آنها راجح است . در فرهنگ زبان‌هاى تركستان شرقى ( ص 12 ) اثر آقاى شاو ، كلمه الاچ به عنوان اسم خاص به كار رفته ، اما مؤلف اضافه مىكند كه اين كلمه همچنين « نام جامعى است براى قزاق‌ها و قرقيزها كه از نام برخى از نياكان آنها مشتق مىباشد . » آيا اين نيا مىتواند سلطان احمد خان - يك مغول - بوده باشد ؟ ( 366 ) . 905 ( م ) . ( 367 ) . 909 ( م ) . نگ [ 4 - 1503 ] . ( 368 ) . [ در ترجمهء انگليسى چنين آورده : « وى در شرع مطلع بود » و سپس در پاورقى چنين توضيح داده : ( م ) ] به طور تحت اللفظى ، در شرع هيچ كلفت نكشيدى . ( 369 ) . يزك : مقدمه لشكر ، ديده‌ور ، پيش قراول . ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) . ( 370 ) . قلاورزى : راهبرى ، دلالت راه . ( فرهنگ فارسى معين ) . قلاووز : سوارانى را گويند كه به جهت محافظت لشكر در برون لشكر مىباشند ، مقدمه لشكر ، راهبر ( لغت‌نامه ) ( م ) . ( 371 ) . در يكى از نسخ خطى كوس و در بقيه كوسن خوانده مىشود . هر دو اسم براى همان محل به كار رفته و كس ، كچه ، كجر و غيره نيز به همان ترتيب ، و كلا به نظر مىرسد كه در محل كوچر فعلى ، متعلق به اهالى ترك زبان و كچهء چينيان قرار داشته است . اما نام چينى آن در ابتداكو - سين بوده است . حوالى كوچر نشان دهندهء يك تمدن بسيار قديمى است . اين محل يكى از مراكز عمده بودائيان تركستان شرقى بوده و هنوز خرابه‌هاى تأسيسات بودايى ، پيكره‌ها ، غارهاى مسكونى و غيره به وفور ديده مىشود . در اين محل بود كه كاپيتان بوئر ) rewob . h ( نسخه‌اى به خط سانسكريت ، نوشته شده بر روى پوست درخت غان را به دست آورد كه دكتر هوئرنل ) elnreoh ( آن را در b . s . a . j ، جلد 60 ، چاپ اول ، شماره 3 تشريح نمود . اين كتاب به هنگام كاوش در پاى آنچه كه ظاهرا « محل نگهدارى اشياى مقدس » قديمى به نظر مىرسد به دست آمد و چند تا از اين محل را مىتوان در ناحيه كوچر پيدا كرد . كاپيتان بوئر نيز متوجه يكى از اين « محل نگهدارى اشياء مقدس » شد كه در كرانه شمالى رودخانه در كاشغر مشهود بود . يكى از آنها كه نسخ خطى را در خود داشت ، درست در بيرون خرابه‌هاى زيرزمينى شهرى موسوم به مانگا واقع بود كه اين خرابه‌ها حدود 16 مايل از كاشغر فاصله داشته و در كنارهاى رودخانه شاه‌يار قرار گرفته بودند . به نوشته كاپيتان بوئر ، « شهر وسعت قابل توجهى داشته ، اما با عنايت به تأثير رودخانه ، نقصان كلى يافته است . در پرتگاه‌هاى ساحل چپ رودخانه ، در ارتفاعات فضاى ميانى ، مىتوان بقاياى خانه‌ها را ديد ، كه هنوز به سطح پرتگاه‌ها چسبيده‌اند . . . به من گفته شد كه مىتوان شهرهاى مشابه به ديگرى را در اين محل پيدا كرد . » ( ر . ك : b . s . a . r sgnideecorp ، نوامبر 1890 ) . كتابى كه مورد توجه دكتر هوئرنل واقع شد ، به الفباى گوپتا تحرير گرديده و تاريخ آن از سده ششم ميلادى است . ( 372 ) . در اين جمله ، رعيت ظاهرا به معنى بوميان آن سرزمين است ، چنان كه از مغولان بيگانه متفاوت باشند . ( 373 ) . اولجا - اولجه : اسير و بندى ، غارت و غنيمت . ( لغت‌نامه ) ( م ) . ( 374 ) . به ولايتى - يعنى سرزمين يا استانى - كه در اينجا يا در مطالب قبلى ، مشخص نشده است . اگر چه احتمالا در هر دو مورد ماوراء النهر منظور نظر بوده اما كلمه مورد استفاده در اينجا و در ديگر كتب فارسى - چنان كه در مورد هندوستانى در حال حاضر ديده مىشود - دلالت بر سرزمين بيگانه دارد .