ميرزا محمد حيدر دوغلات

203

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ژوئيه 882 ، بحث مفصلى درباره يازا يا توره به عمل آورده است . در siacnarf - uohetnam - eratat . tcid اثر آمو ( 1789 ، 1 ، ص 18 ) گفته شده كه توره يا تورات معادل عربى ياسا است . ( 54 ) . ميرزا حيدر در اينجا يكى از جالب‌ترين بخش‌هاى سرگذشت تيمور و حسين را قطع مىكند . ظفرنامه كيفيت زخمى شدن تيمور را در ميان بيابان‌هاى خيوه تا آنجا ادامه مىدهد كه وى سرانجام حسين را نزديك چاه‌هاى ساغج پيدا مىكند و با هم به خيوه مىروند اما حاكم آنجا تكل يا جكل از راه خيانت در صدد برمىآيد كه آنها را مقيد سازد - آنان دوباره عازم بيابان شده و اين طرح را خنثى مىسازند و در بيابان با يك سلسله حوادثى روبرو مىگردند تا سرانجام در صف دوستان قرار مىگيرند و از كسانى كه مايل به پيروى از آنها بودند ، نيروى كوچكى تشكيل مىدهند ) ceb ramit ed , tsih ( تاريخ تيمور بيگ ) ، 1 ، ص 54 - 45 ) اين حوادث مربوط به تيمور بوده كه توجه گيبون را به خود جلب كرده است . ( 55 ) . 764 ( م ) . در صفحهء 27 سطر 21 نيز منظور از سنهء اثنى و ستين و سبعمايه ( 762 ) است . ( 56 ) . 730 ( م ) . ( 57 ) . يا بورولداى - قرائت آن مسلم نيست . [ همان بولداى درست است و در متن خواناست . ( م ) ] . ( 58 ) . به جاى طالقان ، غالبا طايخان نوشته‌اند . در خراسان و ايران چندين محل به اين نام وجود دارد اما منظور از شهر مذكور در اينجا شهرى است كه تقريبا در چهل و چهار مايلى شرق قندوز قرار گرفته است . ابو الفداء مىگويد كه فاصله آن از مرز « ختل » - يعنى ختلان - هفت فرسنگ يا حدود بيست و هشت مايل است ( ترجمه رينولد ، 2 ، چاپ دوم ، ص 207 ) . ( 59 ) . نسخه نت تا اينجا افتادگى داشت . ( 60 ) . سورهء النساء : آيهء 128 . ( 61 ) . ارهنگ ( يا ارهنگ ، ارهنق ) را سريول ، ايالت كوچكى قلمداد كرده كه به طرف شمال غرب طالقان و مجاورت حضرت امام فعلى « با پاى گشاده بر جيحون سوار است » . پتى دلاكروا ، ابتداى آن را از جنوب جيحون ، نزديك سالى سراى مىداند ، اما اطلاعات جغرافيايى او پيوسته كاملا درست از آب درنمىآيد . در تزكات تيمورى ) rumit fo stutitsni ( از ارهنگ در رابطه با ختلان و به عنوان جزئى از آن ، سخن گفته شده ( ص 90 ) . ( 62 ) . پتى ، سالى سراى را در شمال كرانه جيحون مشخص ساخته و به احتمال زياد ، اين ناحيه نماينده روستاى فعلى سراى است كه در نقشه‌هاى جديد در حدود دوازده مايلى دامنه كوه گوگجه نشان داده شده است . در ظفرنامه غالبا از سالى سراى سخن به ميان آمده و بدون ترديد محل گدار جيحون بوده است ) ceb tsih rumit ed ( تاريخ تيمور بيگ ، 1 ) . ( 63 ) . روستايى موسوم به كولى - زندان در نقشه مايف ، در حدود نيمه راه ميان پل [ سنگين ( م ) ] و بلجوان ديده مىشود كه ممكن است نماينده كولك بوده باشد . ( مجله جغرافيايى ، دسامبر 1872 ) بديهى است كه اين محل همان جايى است كه در ادامه مطلب ( ص 369 متن ) با نام كولك يا دشت كولك آمده است . ( 64 ) . سورهء الانعام : آيهء 96 . ( 65 ) . سامت : سيرآمدگى ، به ستوه آمدن ( لغت‌نامه ) ( م ) . ( 66 ) . شايد هم « قوچ » معادل دلير و جنگجو در تركى آذرى ( م ) . ( 67 ) . يا سرجاله - احتمالا محلى واقع در شمال پل [ سنگين ( م ) ] . ( 68 ) . مؤلفان سده‌هاى ميانه و حتى قديمى از اين پل نام برده‌اند ( ر . ك : يول در suxo sdoow ، ( جيحون بيشه ، ص 82 . ) اين پل در وخش عليا ( يا سرخاب ) واقع شده ، يعنى در جايى كه جاده بلجوان از شمال غرب