ميرزا محمد حيدر دوغلات

201

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سيزدهم نابود شده بوده و مسلما تا آغاز سده پانزدهم كه روى گونزالس كلاويخو ، در جريان سفارت خود از سوى هنرى سوم ، پادشاه اسپانيا به نزد امير تيمور از آن محل بازديد كرده ، به همان وضع باقى بوده است . وى مىنويسد : « اين كوه‌هاى دروازه‌هاى آهنين بدون درخت است و گفته شده كه در ايام سابق داراى دروازه‌هايى پوشيده از آهن بوده كه در مسير گذرگاه قرار داشته ، به همين جهت كسى نمىتوانسته بدون جواز از آنجا عبور كند . » ( ر . ك : به rumit fo truoc ot ojivalc , g yur yssabme ( سفارت روى گونزالس كلاويخو به دربار تيمور ) ، به كوشش ماركهام ، از انتشارات هاكليوت ، 1859 ، ص 122 . ) از زمان دن روى تا 1875 كه روس‌ها در لشكركشى به حصار وارد دربند شدند ، ظاهرا هيچ يك از اروپائيان ( يا در هر صورت ، توصيفى از آنان ) در آن گذرگاه ديده نشده است . آقاى مايف ) teyam . a . N ( كه همراه لشكر روس بوده ، محل را چنين توصيف كرده است : « دره تنگ مشهور دربند آهنين از ميان رشته كوه بلندى ، تقريبا به ارتفاع دوازده ورست [ واحد طول در روسيه برابر با 107 متر ( م ) ] به غرب دربند مىپيچد . اين دره شكاف باريكى است متشكل از 5 تا 35 قطعه شكاف و حدود دو ورست عمق . در حال حاضر اينجا بزغاله خانه ناميده مىشود . ارتفاع انتهاى شرقى آن 3450 پا ؛ انتهاى غربى آن 3740 پا از سطح درياست . جريان تندى از بزغاله خانه بولاق از ميان آن جريان دارد . . . » ) enizaqam . rgoeg ( مجله جغرافيايى ) ، دسامبر 1876 ، ص 328 . ) اصلاح « دربند آهنين » يا در هر صورت « قهلغه » ظاهرا در سده‌هاى ميانه بيشتر در مورد گذرگاه‌هاى تنگ كاربرد داشته ، مثلا در « ديوار اسكندر » نزديك دربند ، در غرب ساحل خزر ، دروازه‌اى وجود داشته كه به گفته سريول ، هنوز به تركى دميرقاپى يا دروازه آهنين ناميده مىشود . گردنه ديگرى در تالكى هست كه از سيرام ( نور ) يا درياچه سوت ( گول ) به طرف جنوب به رودخانه ايلى كشيده شده است ، مردم ترك زبان به اين گردنه قهلغه و منقلان تيمور خالاگا مىگفته‌اند ؛ و دكتر برتشنيدر مىگويد كه كلمه خالاگا يا خالگا در منقولى به معنى گذرگاه يا دروازه است در حالى كه تيمور معنى آهن مىدهد . چانگ - ته جهانگرد چينى در 1259 از تنگه تالكى عبور كرده و آن را چنين توصيف نموده ! بسيار ناهموار ، با صخره‌هاى معلق . » وى از آن به عنوان « گذرگاه آهنين » سخن مىگويد كه تلفظ آن با حروف زبان منقولى نشان داده شده است . احتمالا - هرچند كه من اين طور فكر نمىكنم - مورخان دوره تيمور كه در آخرين لشكركشى از لشكركشىهاى او بر ضد مغولان جته به تالكى ، از قهلغه سخن گفته‌اند ، به توصيف مسيرى پرداخته‌اند كه بخشى از سپاه به فرماندهى عمر شيخ ميرزا پسر تيمور آن را در پيش گرفته و از يولدوز به سوى غرب به كاشغر رفته است . در هر صورت دروازه آهنين نزديك كش ماوراء النهر ، آنچنانكه پتى دلاكروا در ظفرنامه خوانده و به استناد پريكو ) ocirp ( در روضة الصفا ، نمىتوانسته مورد نظر باشد . عمر شيخ از دره يولدوز ، از راه كوچر ، اوش ، تورفان و كاشغر به اندجان بازگشت و در سر راه خود با امير جته در گذرگاه كولوغا جنگيد . اما مشكل بتوان تصور كرد كه او نخست به قلب ماوراء النهر برود ، در آنجا در فاصله‌اى دور و پشت سر سپاه تيمور ، با امير جته روبرو شود و سپس به اندجان بازگردد ، اين امر كاملا محتمل اما نامعقول است كه وى ابتدا به سوى شمال غرب به تنگه تالكى لشكركشى كند و از آنجا به كوچر بازگردد . به نظر من در تپه‌هاى ميان يولدوز و كوچر ، تنگه ديگرى بوده موسوم به قهلغه « گذرگاه » و اين محل در نقشه‌هاى فعلى نماينده گذرگاه كوى - كوله است . كيفيت پيروزى بر امير جته مذكور نيز اين نظريه را تأكيد مىكند . در ظفرنامه از پيروزى عمر شيخ قبل از ورود به كوچر سخن به ميان آمده و هيچ اشاره‌اى به بازگشت او به سوى شمال غرب نگرديده ، زيرا گفته شده كه وى پس از جنگ از راه كوچر و غيره راه خود را به طرف كاشغر ادامه داده است . در اين صورت احتمالا مترجمين بدان جهت قهلغه را « دربند آهنين » ناميده‌اند كه قهلغه يكى از نامهاى معادل براى دربند آهنين در نزديكى كش بوده