ميرزا محمد حيدر دوغلات

194

تاريخ رشيدى ( فارسي )

همان اثر ، مينليك نوشته . يكى از متونى كه در اين ترجمه مورد استفاده بوده ، مينليگ آورده . احتمالا اين نام مانند بسيارى از نام‌هاى اوليه كه در تاريخ رشيدى آمده ، منقولى است و بنابراين براى نويسندگان مسلمان نامأنوس بوده است . بعيد نيست كه آنان اين اسم را تغيير داده باشند ( ر . ك : به ابو الغازى از ديسمايسونز ، ص 165 ؛ تاريخ هند اثر ارسكين ، 1 ، ص 93 ، بللو ، گزارشى از مأموريت ياركند ( report on misoion to yarkand ) ص 147 ) . ( 15 ) . ديسمايسونز اين نام را شيرى اوغول آورده است ( ابو الغازى مذكور در فوق ) . ( 16 ) . ديسمايسونز تيمور ملك خوانده است . ( همانجا ) . ( 17 ) . تا آنجا كه من مىدانم نام‌هايى كه مؤلف در اينجا به كار برده ، در كتاب يا سند ديگرى پيدا نمىشود . توصيف وى از اين ناحيه كاملا واضح است و برگردان آن نام به فارسى از سوى او ، هيچ ترديدى در معنى تحت الفظى آن ايجاد نمىكند . با اين حال نمىگويد كه اين نام به چه زبانى تعلق دارد ، منشأش از كدام سرزمين است ، يا از چه ملتى آن را به عاريه گرفته است . نخستين نام ، يعنى منگلاى ، كاملا تركى است و معنى « روبروى ، پيش آهنگ ، جلو ، پيشانى » و غيره دارد ، به عنوان مثال « پيش آهنگ » يك لشكر و غيره . اين نام با اندكى اختلاف ، مثلا منقلاى ، منقالى نوشته شده ولى در هر صورت داراى همان معنى است . پس چنان كه وى به فارسى ترجمه كرده مىتواند به معناى روبرو يا پيشاپيش باشد . از اين قرار كلمه دوم بايد به معنى آفتاب بوده باشد . شايد در قرائت آن ترديدهايى پيش بيايد ، زيرا ممكن است بدون اعراب ، صوبه - كلمه‌اى عربى كه غالبا در هند و برخى ممالك ديگر به معنى ولايت يا بخشى ادارى به كار رفته - تلفظ شود . در حقيقت در تلفظ فارسى ، اختلاف دو كلمه ، فقط در يك نقطه است [ مصحح انگليسى اشتباه كرده ، زيرا سويه با حرف « س » و صوبه با حرف « ص » نوشته مىشود . بنابراين اختلاف نه فقط در يك نقطه ، بلكه در حرف هم هست . ( م ) ] . اما به دو دليل نبايد آن را صوبه خواند . نخست آنكه ميرزا حيدر تمام آن اصطلاح را آفتاب روى ترجمه كرده ، پس اگر منگلاى نماينده روى ، يا پيش آهنگ بوده باشد ، ديگر كلمه معادلى براى آفتاب باقى نمىماند . ثانيا در يكى از نسخ مورد استفاده آقاى راس ، علنا به سويه اشاره شده است . هفت اقليم نيز كه از روى تاريخ رشيدى استنساخ كرده ، كلمه سويه را به كار برده است . اما كلمه سويه ، نه فارسى است و نه تركى : تا جايى كه من تحقيق كرده‌ام ظاهرا چنين واژه‌اى و اسم خاصى در هيچ يك از آن دو زبان وجود ندارد . ليكن اين امر كاملا مسلم نيست ، زيرا امكان تركيبى از آن وجود دارد . به هر حال شايد بتوان سويه را در زبان برخى از مردم همسايه و ترجيحا در زبان منقول‌ها جستجو كرد ، هرچند كه قره‌ختايىها ، اعراب ، چينيان ، يا حتى بودايىهاى هندى ، دستى در اختراع اسم براى كشورهاى باستانى - اگر نام قديمى بوده باشد - داشته‌اند ، اما اين نكته آخرى نيز يكى از مواردى است كه ميرزا حيدر در روشن ساختن آن ناتوان بوده است . مرحوم دكتر ترين دلاكوپرى كه در تحقيق اين اصطلاح را ارائه نقطه نظرى جهت حل موضوع ، مرا مورد عنايت خود قرار داده بود ، به مشابهت اسمىاى اشاره كرده كه در مندرجات تاريخى به اشكال مختلف به صورت سزماتسيئن ) neist amezs ( - سوهيه ، سوىيه ، و سويپ نوشته شده و ولايتى بوده كه به عنوان ياركند شناخته شده است . در هر صورت ، اين ناحيه كه در شرق فرغانه قرار داشته ، كاشغر نبوده و به كوشه كه احتمالا كوچر فعلى است مربوط بوده است . از سوى ديگر ، توجه من به سوريه جلب شده كه كلمه‌اى قديمى و هندى است و به معنى آفتاب مىباشد ، اما اين كلمه هم نمىتواند با كلمه منگلاى متداول در تركى تركيب گردد ، در عين حال بعيد است با از دست دادن مشخص‌ترين حرف خود مورد تحريف قرار گرفته باشد . به عقيده من نام مورد نظر ميرزا حيدر چيز نسبتا جديدى بوده و بيشتر اصطلاح ستايش‌آميزى براى منطقه