ميرزا محمد حيدر دوغلات

189

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مانده ، روانى طبع شريفش انتظام نثر « 1 » در سلك درر نظم كشيده است و قوت فائقه « 2 » او طعم حلاوت دقايق « 3 » لطايف را چشيده است . به مقتضاى جبلت صافى او در همه اصتناعات محترفات « 4 » ، يد بيضا « 5 » ( 89 ر ) مىنمايد . براى مخدومى از مخاديم به رسم نيازمندى مراسل چندى ارسال داشته بود ، از آن جمله درختى بريده از كاغذ كه بدن و فروع و اوراق آن ملون « 6 » به لون بدن و فروع و اوراق و ازهار درخت ساخته كه در بداعت آن ، اهل آن صناعت را تعجب آيد . چون ايام مفارقت بسيار متمادى شده است و آنچه بنده بر آن حاضرم از اكتساب فضايل و هنر كه متخذ اكثر آن بنده بودم ، مجملا اين است الّا نواخت ساز كه بنده را در آن مدخلى نيست 440 و آنچه از بعد ايام مفارقت اكتساب نموده باشد هم خواهد بود ، چون فطرت او قابل افتاده است ، همه چيز را به هم تواند آورد . مع هذا « 7 » مسلمان نهاد است و داعيه‌مند عدل و داد ، اما چنان كه گفته موسى را وزير هارون مناسب است نه هامان ، اگر فرعون را وزير هارون بودى نه هامان ، همانا كه فرعون نبودى ، « 8 » بلكه بعون الهى در دين هدى بودى نه در پى دعوى ، نظم : همنشين تو از تو به بايد * تا تو را عقل و دين بيفزايد جل كنى خر زين كنى گاهى * زين خود گاه تو همى كاهى همچنان رفته خر شوى آخر * از قبايح تو كر شوى آخر مقصود آنكه عبد الرشيد خان به ذات خود داعيه‌مند عدل و داد است اما « 9 » در اتباع فرانمود محمدى مجبور بود به همه حالى رضاى او را مرعى مىداشت . فلاجرم اقبح امور تمشيت مىپذيرفت . چون وى نمانده ، رجاء واثق است « 10 » كه معدلت اياب حميت مناب سعادت اكتساب گردد ، ان شاء اللّه تعالى . « 11 » گفتار در اختتام دفتر اول از تاريخ رشيدى اين فقير بىبضاعت و عديم الاستطاعت را چه محل آن باشد كه خامه سواد بى

--> ( 1 ) . نت : نژاد . ( 2 ) . نت : قائمه . ( 3 ) . وفايق . ( 4 ) . نت : محترقات . ( 5 ) . نگ : - و در بيشه شجاعت . . . بيضا . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نگ : اكتساب نموده باشد درباره آن هم چيزى نمىتوانم بگويم مع هذا . ( 8 ) . نت : همانانكه فرعون بودى . ( 9 ) . نگ : - اما چنان كه گفته موسى . . . اما . ( 10 ) . نگ : - چون وى . . . است . ( 11 ) . نگ : + فصل هفتادم .