ميرزا محمد حيدر دوغلات

180

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تجاوز نكرد ( 84 پ ) و به اين امر راضى نشد ، به عرض رسانيد كه مغول را به مغولستان ميل بىحد مىباشد « 1 » ، چون بابا سلطان در مغولستان استقرار يابد ، همه مغول ميل به مغولستان كنند و منع آن بابا سلطان را آزرده گرداند « 2 » و اگر منع نفرماييد « 3 » ، شما را رفتن خلايق به مغولستان ، موافق مزاج نباشد . بنابراين غبار خاطر در ميان آيد ، واقع اين اشكال تمام پيدا كند . اما بر خلاف رشيد سلطان كه اگر وى را برآريد وى فرزند شماست ، هرچند كه مردم با وى روند به شما بد نيايد و اگر برآيد منع كنيد وى را از آن هيچ بد نيايد ، هرچند كه رشيد سلطان خرد « 4 » باشد مصلحت چنان است كه وى به مغولستان رود . از اين امر به غير عمّم ديگر هيچ كس همداستان نبود ، على الخصوص ميرزا على طغاى كه تمام بر جانب بابا سلطان بود . در خلال اين حال خواجه على بهادر به مرگ طبيعى مرد . از اين جهت در آن عزيمت اختلال تمام دست داد . رأى خان بر جانب « 5 » رشيد سلطان قرار يافت اما در چگونگى آن دايم سخنان مىرفت . عمّم سعى مىنمود و در « 6 » ترويج كار رشيد سلطان اهتمام تمام داشت . عمّم به عرض رسانيد كه طريق آن اين است كه محمد قرغيز مدتى است كه در بند است ، او را از بند برآرند . از الوس مغول انتخاب كنند ، هر كس « 7 » او را ميل به مغولستان باشد و خداوند گله و رمه باشد و از امرا ، مردم « 8 » معتبر همراه كرده مىبايد فرستاد . آخر خان را اين « 9 » رأىهاى عمّم موافق افتاد ، همچنان كرد كه گفته بود . ميرزا على طغاى را امير الامرا ساخته ، محمد قرغيز را امارت قرغيز داده روان گردانيد « 10 » . در آن ايام على ميراك برلاس مرده بود . محمدى ابن على ميراك برلاس به رسم ارث به ملازمت رشيد سلطان مشغول شد ، وى نيز همراه برآمد . القصه ، به سعى عمّم ، ثلث از سر كار پادشاهى خود چه از مردم و سپاه و چه

--> ( 1 ) . نت : مىشد . ( 2 ) . نت : كرده‌اند . ( 3 ) . نت : نفرمايد . ( 4 ) . نت : خود . ( 5 ) . نت : خاست . ( 6 ) . نت : - در . ( 7 ) . نت : + كه . ( 8 ) . نت : مرد . ( 9 ) . نب : آخرتر اين . ( 10 ) . نت : كردند .