ميرزا محمد حيدر دوغلات
157
تاريخ رشيدى ( فارسي )
برآمد ، در كوه سر راه خان را گرفت ، حرب محكم دست داد . آخر هزيمت به لشكر خان افتاد . خان شكسته به كاشغر آمد ، در كاشغر نتوانست بود ، همچنان گريخته از كاشغر برآمد ، به مغولستان رفت . چون سالى بر اين بگذشت ، خبر استيلاى شاهى بيگ خان بر سلطان محمود خان رسيد . مهر اخوت « 1 » سلطان احمد خان را در حركت آمد ، متوجه خدمت برادر بزرگوار شد و پسر كلانتر خودش منصور خان را به جاى خود گذاشت و اسم خان را بر او اطلاق فرمود و دو پسر را سلطان سعيد خان و باباجاق سلطان « 2 » همراه خود به تاشكند آورد . اين دو خان در « 3 » تاشكند با « 4 » هم ملاقات كردند و انواع تكلفات كه در آن زمان دست داده شرح آن در دفتر دويم مسطور است . بالجمله در فكر كار شاهى بيگ خان بودند . آخر الامر ميان خانان و شاهى بيگ خان در اخسى مصاف دست داد و شكست به خانان افتاد و هر دو خان دستگير شدند . شاهى بيگ خان حقوق را رعايت كرده هر دو خان را گذاشت كه به مغولستان روند و آنچه از الوس مغول بود اكثر را نگذاشت . اين هر دو خان به مغولستان رفتند . آن زمستان در آقسو بودند . سلطان احمد خان را چند مرض مزمن دست داد ، اطبا در معالجه آن عاجز آمدند . در آخر زمستان سنه تسع و تسعمايه 367 احمد خان وفات كرد - جعل اللّه « 5 » الجنّة مثواه - . سلطان احمد خان ( 73 پ ) پادشاهى بود بغايت ديندار و مسلمان نهاد و متشرع ، 368 چنان كه « 6 » اكثر امور به شرع فيصل يافتى . در شرع هيچ كلفت نكشيدى . مرد غيور و متهور بود و شجاعت كامل داشت و عقل و راى سليم و متواضع بود ، خاصه به درويشان و علما و صلحا به غايت نيازمند بود . اكثر اوقات او به وظايف طاعات آراسته و صلوات خمسه را « 7 » به جماعت البته ادا فرمودى « 8 » و صله رحم را بغايت مرعى داشتى . به
--> ( 1 ) . نت : اخويت . ( 2 ) . نگ : خان . ( 3 ) . نب : بر . ( 4 ) . نت : - با . ( 5 ) . نب : - اللّه . ( 6 ) . نگ : مسلمان نهاد وى در شرع مطلع بود و . ( 7 ) . نت : - را . ( 8 ) . نت : كردى .