ميرزا محمد حيدر دوغلات
154
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ضبط - كما ينبغى - را نمود و لشكر او با پنجاه هزار رسيد و هرجا كه اوزبك بود هم جمعيت در پيش او كردند و وى اول به دفع خان مشغول شد ، خان درماند . اين هرچند كه پشت دست ضجرت « 1 » به دندان حسرت خان و اراذل خان گزيدند سودى نداشت . در خلال اين حال سلطان احمد خان « 2 » كه در مغولستان مانده كه مذكور شده ، اين اضطرار خان را شنوده به كمك « 3 » برادر آمد . اين هر دو خان به شاهى بيگ خان مصاف دادند و شكست بر دو خان افتاد . هر دو خان را شاهى « 4 » بيگ خان اعزاز و اكرام كرده ، خان را به مغولستان فرستاد ، اما مردم مغول را نگاه داشت . شرح اين حال در دفتر ثانى به شرح مذكور است . سلطان محمود خان و سلطان احمد خان ، اين هر دو برادر به مغولستان رفتند . سلطان احمد خان وفات كرد و شرح آن عنقريب در ذكر سلطان احمد خان خواهد آمد و سلطان محمود خان به مغولستان برآمد ، يك چندى به صعوبت در آنجا مىبود ، آخر الامر پيش شاهى بيگ خان رفت و اعتماد آن تربيتها كه كرده بود . شاهى بيگ خان ، سلطان محمود خان را گفت يك بار مروت كردم ، ديگر مروت سبب زوال ملك مىشود ، سلطان ( 72 ر ) محمود خان را مع فرزندان كبير و صغير در لب درياى خجند شهيد كرد ، « لب درياى خجند » 362 تاريخ يافتهاند « 5 » . شرح اين حال در دفتر دويم از اين تاريخ مشروح است ، جهت تكرار « 6 » اختصار كرده آمده . « 7 » ذكر سلطان احمد خان سلطان احمد خان ابن يونس خان كه سابقا مذكور شده كه به وقتى كه يونس خان به تاشكند مىدرآمد ، وى با جمعى از مغولان كه شهر و ولايت را متنفر بودند ، از پدر گريخته در مغولستان ماند . شرح آن احوال و ضبطها كه در مغولستان كرده ، تطويل هرچه تمامتر دارد و مخلص آن است كه قريب ده سال بايست تا تمام مغولان كه در مغولستان
--> ( 1 ) . نت : زجرت . ( 2 ) . نت : + و اراذل خان گزيدند . ( 3 ) . نب ، نت : كومك . ( 4 ) . نت : خان را گرفت شاهى . ( 5 ) . نت : يافتند . ( 6 ) . نت : + را . ( 7 ) . نگ : + فصل شصت و چهارم .