ميرزا محمد حيدر دوغلات
148
تاريخ رشيدى ( فارسي )
محمد حيدر ميرزا از پيش خود نمىگذاشت و به عنوان فرزندان مهربانى مىكرد و پسر او محمد حسين ميرزا كه در پيش عمر شيخ ميرزا « 1 » مانده بود ، قبل از آمدن محمد حيدر ميرزا از اندجان پيش سلطان محمود خان آمده بود و هميشه به خان ، هم خانه و هم ( 69 ر ) حجره بودند . شرح آن عنقريب خواهد آمد . « 2 » ذكر جنگ جركه ميان سلطان احمد ميرزا و سلطان محمود خان واقع شد چون سلطان يونس خان در سنه اثنى و تسعين و ثمانمايه وفات كرد ، هم در شهور سنه مذكور ، سلطان محمود خان را « 3 » به رسم مغول ، خان برداشتند . چون خبر وفات خان منتشر شد ، ميرزا عمر شيخ و ميرزا سلطان احمد از هر طرف داعيه مخالفت كردند . عمر شيخ ميرزا جمعى كثير از خواص ملازمان خود را كه اعتماد و اعتضاد دولت او بودند فرستاد تا در قلعهء اشتر تاشكند كه حصن حصين است درآمدند . سلطان محمود خان به نفس خود متوجه آن قلعه شد . محاربهء سخت واقع شد ، چنان كه تا اين زمان از وى در ميان مغول مىگويند ، آن قلعه را به زور گرفتهاند « 4 » و آن جمع معتمدان ميرزا عمر شيخ به تمام كشته شدند كه هيچكس درنيامد ، همه جنگ مىكردند « 5 » تا به تمام كشته شدند . از اين فتح خان را قوتى حاصل شد و ميرزا « 6 » عمر شيخ را ديگر قوت مخالفت نماند . سال ديگر سلطان احمد ميرزا را « 7 » امرا تحريض نمودند كه تاشكند را بىجهت به خان داديد « 8 » ، هرچند كه ايشان آنجا باشند ما را مزاحمت بيشتر است . حضرت ايشان - قدّس سرّه - به ميرزا گفته فرستادند كه اين مناسب نيست ، به خان صلح مىبايد كرد و از ايشان به شما تشويش نمىرسد . شما « 9 » ايشان را چرا تشويش مىدهيد ؟ حاصل كه ميرزا لشكرى صد و پنجاه هزار كس « 10 » ترتيب نموده « 11 » به سر تاشكند آمد . خان در محلات تاشكند برآمد ، در مقابله ايستاد « 12 » . جويى در ميان بود ، از
--> ( 1 ) . نت : + كه . ( 2 ) . نگ : + فصل شصت و يكم . ( 3 ) . نت : - را . ( 4 ) . نت : گرفتند . ( 5 ) . نت : كردند . ( 6 ) . نت : بميرزا . ( 7 ) . نت : - را . ( 8 ) . نت : دادهايد . ( 9 ) . نت : - شما . ( 10 ) . نت : سوار . ( 11 ) . نت : نمود . ( 12 ) . نت : بايستاد .