ميرزا محمد حيدر دوغلات

138

تاريخ رشيدى ( فارسي )

دلالت سيد ضياء الدين كاشغرى براى يونس خان فرستاد و دختر پنجم را به سيد شاه مير « 1 » بزرگ ( 64 پ ) ارهنگى كه ذكر وى نيز بعد از اين خواهد آمد داد . و دختر ششم را با شيخ عبد اللّه برلاس داد . از وى سلطان اويس برلاس و مضراب برلاس و سلطان سنجر شدند . ذكر اين جمله نيز در محلش خواهد « 2 » آمد . اما شرح حال اينها در تواريخ مير خواند « 3 » و خواند « 4 » مير هروى به شرح مذكور است . 339 بالجمله سيد ضياء الدين ، شاه بيگم را به كاشغر آورد ، به خان تسليم نمود و از اين شاه بيگم ، يونس « 5 » خان را دو پسر و دو دختر شد . از همه كلانتر سلطان محمود خان است ولادت او در تاريخ سنه ثمان و ستين و ثمانمايه 340 بوده « 6 » است و از وى خرد « 7 » تر ، سلطان « 8 » احمد خان است ؛ احوال او عليحده خواهد آمد . و [ دو ] « 9 » دختر ، سلطان نگار خانيم است و دولت سلطان خانيم « 10 » ؛ شرح احوال ايشان نيز « 11 » در محلش « 12 » خواهد آمد . قبل از آنكه سلطان محمود خان به سن تميز رسد ، امراى مغول همچنان كه مشروح است با يونس خان بىاندامى و ناهموارى مىكردند . چون سلطان محمود خان به سن تميز رسيد ، از آن امراى مغول اكثر مرده بودند ، آنى كه مانده بود ، يونس خان به قوت پسرش سلطان محمود خان بر مغول و امراى مغول « 13 » استيلاء تمام يافتند . چون يونس خان از ياركند شكسته به كاشغر آمد ، سلطان محمود خان به آن لشكر نيامده بود . در مغولستان به ضبط مردم مانده بود . يونس خان هم جهت تسلى خاطر محمد حيدر ميرزا و هم جهت خاطرخواه خود ، آن زمستان به آقسو رفت و پسر محمد حيدر ميرزا كه محمد حسين ميرزا باشد « 14 » در آن ايام دوازده ساله بود پيش سلطان محمود خان فرستادند . سلطان محمود خان « 15 » با محمد

--> ( 1 ) . نگ : - مير . ( 2 ) . نت : مجلس . ( 3 ) . نت : خوانده . ( 4 ) . نت : خوانده . ( 5 ) . نت : + را . ( 6 ) . نت : سنه ثمانه مايه بوده . ( 7 ) . نب ، نت : خورد . ( 8 ) . نت : خوردسال سلطان . ( 9 ) . نب : - دو . ( 10 ) . نت : - خانيم . ( 11 ) . نت : - نيز . ( 12 ) . نت : مجلس . ( 13 ) . نب : + را استعداده / نگ : + كه هنوز زنده بودند . ( 14 ) . نت : آقسو رفت و مير محمد ميرزا كه محمد حسين ميرزا باشد . ( 15 ) . نت : - خان .