ميرزا محمد حيدر دوغلات
135
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خان در منزل « 1 » نشسته بود . جمعى آمدند شرح جنگ و تعريف آن « 2 » بسيار كردند و ترغيب نمودند كه تفرش 333 مىبايد كرد . خان با معدودى چند ، بىآنكه سلاح پوشد « 3 » ، روان شد . چون به كنار جرى « 4 » 334 رسيدند ديدند كه از هر دو طرف پيادهها به هم پيوستهاند ، جنگ محكمى دارند ، « 5 » از بالاى جر « 6 » نيك « 7 » مشخص « 8 » نمىشود . خان از جر فرود آمد جهت تفرش را « 9 » ، راه درآمد « 10 » جر ، يك راه بود . « 11 » خان چون فرود آمد همه پياده دليرتر شدند و جنگ سخت گرفتند . در اين اثنا عليم « 12 » شيخ بهادر كه يكى از « 13 » بهادران معتبر خان بود ، در اوتاغ بود ، شنود كه خان به تفرش رفته . به خاطر او رسيد در اين زمان رفته در پيش خان جلادتى نمايد تا بين الاقران ممتاز شود . وى سليحه راست كرده « 14 » پيش خان آمد و گذشت ، در ميان پيادهها رسيد كه جنگ مىكردند . چون ميان پياده لشكر ميرزا ابابكر زمينى بود از دو طرف ديوار گاوبندى داشت ، ميان اين « 15 » دو ديوار ، كوچه « 16 » هموارى بود ، عليم شيخ بهادر رسيد به همان كوچه ، با « 17 » پيادههاى ميرزا ابابكر تاخت « 18 » و رسانيد خود را به يك پياده كه تورا داشت . چون پياده ديد كه بى تحاشى [ رسيد ] « 19 » تاب نياورد تورا در « 20 » پيش اسب عليم شيخ بهادر پرتاب داد و خود گريخت . اسب عليم شيخ بهادر از افتادن تورا رميدن سخت كرد ، چنان كه عليم شيخ بهادر نتوانست خود را نگاه داشت ، « 21 » به سر در افتاد . پيادهها كه در پس دو ديوار بودند جستند از ديوار ، عليم شيخ بهادر را « 22 » فرو گرفتند و سواران ميرزا ابابكر بر پيادههاى لشكر خان تاختند . پيادهها ايستادن « 23 » مصلحت نديدند ، يكبارگى روى به هزيمت نهادند « 24 » . مردم كه براى تفرش آمده بودند ، همه عقب كشيدند . خان هم [ به ] « 25 » جر « 26 » فرود آمده بود ،
--> ( 1 ) . نت : قزن . ( 2 ) . نت : - آن . ( 3 ) . نت : پوشيد . ( 4 ) . نت : جوى . ( 5 ) . نت : + اما . ( 6 ) . نب ، نت : جرى . ( 7 ) . نت : بيك . ( 8 ) . نت : - مشخص . ( 9 ) . نت : - را . ( 10 ) . نت : آمده . ( 11 ) . نت : + و . ( 12 ) . نت : علم . ( 13 ) . نت : - بهادر . . . از . ( 14 ) . نت : كرد . ( 15 ) . نت : آن . ( 16 ) . نت : كرچه . ( 17 ) . نت : - با . ( 18 ) . نت : باخت . ( 19 ) . نب : - رسيد . ( 20 ) . نت : - در . ( 21 ) . نت : - نگاه داشت . ( 22 ) . نت : - را . ( 23 ) . نت : - ايستادن . ( 24 ) . نت : - نهادند . ( 25 ) . نب ، نت : - به . ( 26 ) . نب ، نت : جرى .