ميرزا محمد حيدر دوغلات
132
تاريخ رشيدى ( فارسي )
كرد « 1 » ، قوت سلطنت محمد حيدر ميرزا شكسته شد و ميرزا ابابكر در حدود ولايت كاشغر و يانگى حصار تاخت آوردن گرفت . چون معتبران امرا را اخراج « 2 » كرده بودند ، كسى حدود و حواشى را نمىتوانست « 3 » نگاه داشت . ذكر رفتن يونس خان به مدد حيدر ميرزا بر سر ميرزا ابابكر و شكست يافتن « 4 » ايشان امير عبد القدوس ( 62 ر ) كه ذكر او سابقا گذشت كه شيخ جمال خر « 5 » را كشت و خان را از بند برآورد ، خان او را رعايت بىحد كرد و به گوركانى نامزد فرمود . تمام منصب و تومان « 6 » دوغلات را به وى تعويض فرمود . از اين امور در وى غرور و عجب پيدا شد . به خان به نوعى معامله كرد كه خود از آن معامله خود در هراس « 7 » [ شد ] « 8 » كه شرح آن طولى تمام دارد . از خان گريخته به كاشغر پيش محمد حيدر ميرزا آمد . محمد حيدر ميرزا امراى خود را اخراج كرده بود از آن پريشانى در كار او پيدا آمد و « 9 » پشيمان شده بود . چون مير عبدالقدوس آمد ، وى را ترحيب « 10 » تمام نمود و فرزند خود آغا [ سلطان ] « 11 » سلطانيم را به وى داد و تربيت تمام كرد و در مقابله ميرزا ابابكر بداشت « 12 » . وى هم به ميرزا ابابكر درافتاد . القصه يكبارى ميرزا ابابكر تاخت به حدود يانگى حصار برده بود . مير عبد القدوس [ به مقابله برآمد . بعد از جنگ بسيار و كوشش بىشمار ، شكست بر عبد القدوس ] افتاد . با آنكه « 13 » كثرت مير عبد القدوس از ميرزا ابابكر خيلى زياده بود ، مير عبد القدوس شرمنده شد ، ديگر پيش محمد حيدر « 14 » ميرزا نرفت . همچنان خود را به شهناز زد ، راه بدخشان گرفت . با سيصد كس پيش ميرزا سلطان محمود رفت ميرزا سلطان محمود او را رعايت بىحد كرد ، ولايت خوست « 15 » كه اعظم ولايت بدخشان و
--> ( 1 ) . نت : + و . ( 2 ) . نت : خراج . ( 3 ) . نت : + بوده . ( 4 ) . نت : با تش . ( 5 ) . نت : حر . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نت : در اهراس . ( 8 ) . نب : - شد . ( 9 ) . نت : - در كار او پيدا آمد و . ( 10 ) . نت : به رحمت . ( 11 ) . نب - سلطان . ( 12 ) . نت : گذاشت . ( 13 ) . نت : به آنكه . ( 14 ) . نت : - حيدر . ( 15 ) . نت : خواست .