ميرزا محمد حيدر دوغلات

123

تاريخ رشيدى ( فارسي )

خر مرا نيز كشد . شيخ جمال هزار آفرين و رحمت گفت ، اعزاز و اكرام كرد و پيش خان فرستاد . چون سالى از بند خان گذشت ، امير عبد القدوس كه برادرزادهء مير كريم بردى دوغلات به اتفاق جمعى بر سر شيخ جمال خر ريختند ، او را كشتند و سر او را پيش خان « 1 » آوردند . خان را از بند خلاص كردند و تمام امراى مغول كه پيش شيخ جمال رفته بودند ، پيش خان آمدند و به خان عرضه داشت كردند كه سبب مخالفت به خان از جهت آن است كه خان ما را به شهر و ولايت سعى مىنمايد و ما را در شهر و ولايت بودن بغايت مستكره « 2 » است . خان نيز توبه كرد كه من بعد آرزوى شهر و ولايت نكند « 3 » . ( 58 ر ) و اين وقايع را ، مصراع « 4 » : آمد « 5 » سر خر گرفته عبد القدوس ، تاريخ يافته‌اند و اين به طريق تعميه است كه سر خر را كه حرف خ باشد عبد القدوس گيرد ، تاريخ « 6 » مىشود . 321 در خلال اين احوال قاليماق باز با يورت رفته بود و مغولستان خالى مانده ، خان مردم مغول را كوچانيده به مغولستان برآمد « 7 » . گفتار در وقايعى كه بعد از قتل شيخ جمال خر واقع شده است در ميان يونس خان و پادشاهان ماوراء النهر بر سبيل اجمال چون خان بر سرير خانى باز متمكن شد ، مردم مغول « 8 » و امراى او همه از خان عهد ستانيدند كه من بعد خان تكليف شهر و ولايت به ايشان نكند « 9 » كه اين همه فتنه و آزار مغول از خان به جهت همين « 10 » بود . خان نيز ناچار رضا داد و به مغولستان كه از قاليماق خالى شده بود « 11 » [ برآمد ] « 12 » ، چند سال در مغولستان مىبود « 13 » هيچ هواى شهر و ديار نكرد تا مردم الوس مغول به خان نيك گردن نهادند .

--> ( 1 ) . نت : - خان . ( 2 ) . نت : مسكره . ( 3 ) . نت : نكنند . ( 4 ) . نت : - مصراع . ( 5 ) . نگ : - مصرع : آمد . ( 6 ) . نگ : + 787 [ 3 - 1472 ] . ( 7 ) . نت : آمده / نگ : + فصل چهل و هشتم . ( 8 ) . نت : + را . ( 9 ) . نت : ولايت با ايسان نكند . ( 10 ) . نت : حين . ( 11 ) . نت : خان نيز ناچار وعده داده بود به مغولستان . ( 12 ) . نب : - برآمد / نت : + اما سانجى تايشى و قاليماق باز به جاى خود رفته بودند و به مغولستان از قاليماق خالى شده بود . ( 13 ) . نت : بود .