ميرزا محمد حيدر دوغلات

114

تاريخ رشيدى ( فارسي )

پيشكش كند . بويان قلى نام يكى « 1 » بود كه به خان خدمت نزديك مىكرد . خان با او تملق بسيار نمود كه تو را غلام گفته « 2 » به ميرزا پيشكش كنيم . وى راضى شد . خان همان را پيشكش ميرزا كرد و به ميرزا استغاثه نمود كه در آن حدود ولايتى بايد تا مرا فى الجمله محل اقامتى تواند بود تا مردم مغول از من اميدوار شوند . ميرزايتى كنت 304 را كه از ناحيت اندجان است به خان داده « 3 » خان را گسيل كرد . به وقت روان شدن خان ، بويان قلى در گريه شد . ميرزا از وى سبب گريه را پرسيد . وى حال خود را چنان كه مذكور شد بيان كرد . ميرزا را ترحم « 4 » به حال وى برآمد ، او را اسب و يراق داده همراه خان فرستاد . بالجمله خان باز به مغولستان آمد ، مردم متفرقه بار ديگر پيش خان جمع آمدند . در خلال اين احوال مير سيد على در كاشغر وفات كرده بود . در گنبد مقبره مير سيد على كه در كاشغر است تاريخ سنه اثنى و ستين و ثمانمايه 305 نوشته‌اند . چون وفات كرد ، بعد از وفات مير سيد على ، يونس خان را فى الجمله رفاهيتى « 5 » شد كه مذكور خواهد شد « 6 » . ذكر ايالت سانيز ميرزا در كاشغر بعد از وفات پدرش مير سيد على و اختتام كارش « 7 » بعد از آنكه مير بناگريز مخلوقات پيش آمد ، « 8 » از مير دو پسر ماند . اسنّ ايشان سانيز ميرزا بود و مادر وى از قبيله امراى جراس « 9 » بود . ديگر محمد حيدر ميرزا بود ، مادر وى اوردن « 10 » سلطان خانيم كه عمهء يونس خان بود . به رسم مغول ، جانشين مير ، فرزند كلان ، سانيز ميرزا شد . سانسيز ميرزا مردى بود بغايت متهور و كريم النفس . جهت ( 54 ر ) تعظيم و احترام خانيم و مهر و شفقت در حق برادر خود محمد حيدر ميرزا ، كاشغر و يانگى حصار را به خانيم و محمد حيدر « 11 » گذاشت و خود ياركند را پايتخت ساخت . اگر چه محمد حيدر ميرزا را عمه‌زادگى با يونس خان و ايسان بوغا خان ، برابر « 12 » و مساوى

--> ( 1 ) . نت : بيگى . ( 2 ) . نت : نموده . ( 3 ) . نت : داد . ( 4 ) . نت : ميرزا را اثر رحم . ( 5 ) . نگ : اضطرابى . ( 6 ) . نگ : - كه مذكور خواهد شد / نگ : + فصل چهل و سوم . ( 7 ) . نگ : - و اختتام كارش . ( 8 ) . نگ : - از آنكه . . . پيش آمد . ( 9 ) . نب ، نت : حراس . ( 10 ) . نگ : اورون . ( 11 ) . نب : + را . ( 12 ) . نت : + وى .