ميرزا محمد حيدر دوغلات
102
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ذكر رفتن يونس خان و ايرازان به سمرقند پيش ميرزا الوغ بيگ چون خبر ايرازان بارين و ميراك تركمان را الوغ بيگ ميرزا شنود ، از سمرقند به ادرك پيش آمد و مردم مغول را به وعده علوفه اميدوار كرده و گفت هر يك « 1 » خانوار جدا جدا آمده ( 48 ر ) از قلعه گذشته ، نام نويسانند جهت علوفه گرفتن . « 2 » هر كس از مغول يك خانوار جدا مىشد و به درون قلعه به اميد علوفه درمىآمده ، چون از دروازه ديگر برمىآمد ، جمعى در « 3 » آن دروازه ايستاده بودند ، خاوند خانه را مىكشتند و اهل را اسير مىكردند . هر كس به قلعه مىرفت ديگر خبر وى بازپس نمىآمد ، چنان كه در چند روز اين مهم را ميرزا الوغ بيگ به اتمام رسانيد و يونس خان را با خمس غنايم پيش پدرش ميرزا شاهرخ به كش « 4 » فرستاد . « 5 » خان سيزده ساله بود ، چون پيش ميرزا شاهرخ بردند ، ميرزا شاهرخ ، ميرزا الوغ بيگ جهت خان تخطئه كرد و خان را از سلك اسار جدا ساخته « 6 » به صنوف عواطف پدرانه نواخت و به مولانا شرف الدين على يزدى سپرد « 7 » كه از خدمت مولانا كسب فضايل كند و مولانا را به نام خان ، معميات 276 بسيار است و « 8 » اشعار و قصايد نيز به نام خان بسيار دارد از جمله ، بيت : « 9 » اى كه مىگويى كه از ملك خطا خان آمدست * خان و مانت باد ويران ، خان مگو ، جان آمدست « 10 » بالجمله دوازده سال در حجر تربيت خدمت مولانا مىبودند و كسب فضايل چنان كه شايد و بايد كرد تا « 11 » خدمت مولانا در حيات بودند ، خان همراه مولانا بود . چون مولانا وفات يافت ، از يزد به طرف عراق عرب و فارس مسافرت اختيار فرمود . تا بيست و چهار سالگى در خدمت مولانا بود . در چهل و يك سالگى باز در مغولستان پادشاه شد كه عنقريب مشروح خواهد شد ، ان شاء اللّه العزيز . « 12 »
--> ( 1 ) . نگ : از سمرقند براى ملاقات با آنها بيرون آمد و پس از رسيدن به نزد آنان ، قول تهيه علوفه داده گفت هر يك . ( 2 ) . نگ : + تا يك بار الاغ علوفه بگيرند و درگذرند . ( 3 ) . نت : از . ( 4 ) . نگ : - به كش . ( 5 ) . نت : شاهرخ بيگ فرستاد . ( 6 ) . نگ : - ميرزا الوغ بيگ جهت . . . ساخته . ( 7 ) . نت : - سپرد . ( 8 ) . نگ : - معميات بسيار است و . ( 9 ) . نت : - بيت . ( 10 ) . نگ : - بيت اى كه . . . آمدست / نت : - آمدست . ( 11 ) . نت : - خدمت مولانا . . . كرد تا . ( 12 ) . نت : - ان شاء الله العزيز / نگ : + فصل سى و هفتم .