ميرزا محمد حيدر دوغلات
79
تاريخ رشيدى ( فارسي )
استسقا عارض شده ، 204 به حدى كه از بالاى چانه او منفجر شده ، زرداب مىتراويد . « 1 » در خلال اين احوال خبر توجه لشكر امير « 2 » تيمور رسيده است . او را آن قدر قوت كه قيام در بالاى اسب و امساك 205 عنان وافى « 3 » تواند بود ، نمانده بود او را در « 4 » ميان جنگل درآورده با دو كس از سرارى او به آذوق چند روز گذشته ، مردم فرار نمودند . چون التهاب تواتر عساكر تسكين يافت ، فرار « 5 » متفرقين بعد روزها معاودت نمودند . او را در جنگل چندانكه تجسس نمودند اثرى از وى و « 6 » همرهان وى نيافتند ، نه مرده نه زنده . شرارت او از سر خلايق كم شد 206 و بعد از او امير تيمور را از مغولستان ، خاطر آسوده گشت « 7 » و ششم بار متوجه مغولستان نشد . فى الجمله امنيتى در مغول پيدا آمد . « 8 » ذكر ابتداء احوال خضر خان ابن توغلقتمور خان سابقا سمت تحرير پذيرفته است كه آخرين فرزندان توغلقتمور ، خضر خواجه خان بوده است ، در حد رضاع ماند . ( 37 ر ) مير آغا كه والدهء امير خدايداد باشد او را از تعرض قمرالدين خلاص ساخت . چون سنين عمر خضر خواجه خان به دوازده رسيد ، او را از ترس امير قمرالدين از كاشغر گريزانيدند . امير خدايداد مىخواست كه مردم معتمد همراه كند . ميرآغا « 9 » مانع آمد و گفت از ملازمان خود كسى همراه مساز چه خان چون خان شود و اين ايل « 10 » ناچار معتبر گردند به تو و فرزندان تو دشمن شوند و پندارند كه مردم ايشان را اعتبار نمىكنند و مىگويند كه اصل نوكران تواند ، از اين جهت به دشمنى برآيند . از غير ملازمان خود از مردم اجنبى همراه ساز . پس دوازده كس از آحاد الناس همراه كردند ، هر كدامى ايشان « 11 » امرا شدند كه اين زمان ايشان هستند ، از جمله يكى « 12 » جگيراك « 13 » بود ، امراء ايتارجى « 14 » از نسل وى است . ديگر تاجرى بود از خوارزم ، امراء كونجى از نسل وى است . ديگر از چاليش صيادى بود ، فرزندان وى نيز امرا شدند ،
--> ( 1 ) . نگ : - به حدى كه . . . مىتراويد . ( 2 ) . نب ، نت : مير . ( 3 ) . نت : دانى . ( 4 ) . نت : از . ( 5 ) . نب : قرار . ( 6 ) . نت : + از . ( 7 ) . نت : خاطر گذشت . ( 8 ) . نگ : + فصل بيست و ششم . ( 9 ) . نت : + نام . ( 10 ) . نت : اهل . ( 11 ) . نت : + را . ( 12 ) . نب : + از . ( 13 ) . نت : جگراك / نگ : ارجيراگ . ( 14 ) . نت : انارچى .