ميرزا محمد حيدر دوغلات
57
تاريخ رشيدى ( فارسي )
پنهان كرد . به طلب وى امير قمر الدين كسان فرستاد . در هر مرتبه به نوعى پنهان كردند كه متجسسان امير قمر الدين نيافتند . امير قمر الدين در مغولستان به امر خانيت و تمشيت آن اشتغال مىنمود . از جهت مخالفت امرا دركش « 1 » و فرخش 149 افتاده بود . « 2 » در خلال آن حال سبب مزاحمت « 3 » امير تيمور و لشكرهاى متعاقب وى به مغولستان ، مهم امير قمر الدين تمشيت نمىپذيرفت ، اما امير خدايداد ، خضر خواجهخان را از كاشغر به طرف كوههايى كه ما بين كاشغر و بدخشان است فرستاد كه در آنجاها به سر مىبرده « 4 » از آفت قمر الدين مصون ماند ، شرح اين احوال عنقريب مشروح گردد و اختتام كار امير قمر الدين و ذكر احوال وى اولا شرح كردن ، مرنسق كلام را انسب نمود . « 5 » گفتار در ذكر احوال امير قمر الدين چنان كه مذكور شد امير قمر الدين به امر سلطنت اجتهاد مىنمود و امرا هر كسى كه بود به آنچه ممكن بود در مخالفت مساعى به ظهور مىرسانيدند . از اين جهت كومزه و اوزبك « 6 » تيمور كه كرايت بود ، توسل به امير تيمور كردند و باز ( 27 ر ) مخالفت به امير تيمور ظاهر ساختند . امير تيمور لشكر كشيد و خود « 7 » از حدود ولايت خود بيرون نرفت . امير بهرام جلاير و خطاى بهادر و شيخ على بهادر را فرستاد و تا حدود آلماتو 150 رفته در كنار آب عايشه خاتون به مردم كرايت 151 اتفاق جنگ افتاد . « 8 » بعد از جنگ صلح كرده بازگشتند . چون پيش امير تيمور آمدند ، اين صلح را نهپسنديد « 9 » و خود عازم آن حدود شد و آن وقايع را در ظفرنامه « 10 » چنين [ نقل ] « 11 » مىكرد « 12 » كه چون بر حسب فرموده : « و انّ اللّه تعالى يحبّ معالى الهمم و يبغض سفسافها « 13 » » ، « 14 » 152 همتبلند « 15 » جناب صاحبقران كامياب در هر كارى كه شروع افتادى جز به حصول غايت و نهايت آن رضا ندادى ، از
--> ( 1 ) . نت : - كشن . ( 2 ) . نگ : امرا ، آن سرزمين دچار كشمكش و بىنظمى شده بود . ( 3 ) . نت : مرحمت . ( 4 ) . نت : برده . ( 5 ) . نگ : + فصل هفدهم . ( 6 ) . نت : اورنگ . ( 7 ) . نت : + را . ( 8 ) . نت : + و . ( 9 ) . نت : پسنديدند . ( 10 ) . نت : وقايع از ظفرنامه . ( 11 ) . نب ، نت : - نقل . ( 12 ) . نت : مىبود . ( 13 ) . نب ، نگ : سفافها . ( 14 ) . نت : الهمم سمسامها و نيفض . ( 15 ) . نگ : - كه چون بر حسب . . . بلند .