ميرزا محمد حيدر دوغلات
51
تاريخ رشيدى ( فارسي )
دم ناى برخاست چون رستخيز * سنان مرگ آسوده را گفت خيز قضا با سر نيزه « 1 » انباز شد * نهنگ بلا را دهان باز شد « 2 » و چون دلاوران نبرد آزماى از جانبين به هم ريختند و در يكديگر آويختند ، شكست بر لشكر جته « 3 » افتاد . پشت بدادند و رو به گريز نهادند و سپاه اين طرف از پى گريختگان چون جان ايشان روان گشت و چون روزگار سرآشفته كارى داشت ، « 4 » در اين حال توق اميرشمس الدين كه از او جدا مانده بود ، با فوجى سپاه كه سرگشته « 5 » مىگشتند ( 24 ر ) پيدا شد و لشكر اينجانب كه از عقب گريختگان مىشتافتند عنان برتافتند و روى توجه به آن توق نهادند و سپاه شكسته باز جمع شد « 6 » و « 7 » به يك بار حمله آورده زلزله در زمين و زمان افتاد . نظم : ز هر سو تكاور برانگيختند * به شمشير در يكدگر ريختند ز پيكان همه خودها شد زره * سنان در دل و ديدهها شد گره زمان « 8 » چنانچه رسم بىثباتى اوست ، رايتى كه از دولت برافروخته بود به يكپاى نكبت نگونسار كرد « 9 » و لشكر اينجانب بعد از آنكه « 10 » غالب گشته بود مغلوب « 11 » شده رو به گزير آورد . بيت : « 12 » سپهر تند راه است اينچنين كيش * نماند راحت و رنج آورد پيش « 13 » در آشوب تك و تاز ، خلقى بسيار به گل فرو رفتند و دشنام زبون شده چيره گشتند و تيغ كين به مراد دل براندند و قريب ده هزار كس عرضه تلف گشت . وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً « 14 » . 135
--> ( 1 ) . نب : سپر نيز . ( 2 ) . نگ : - نظم دگر روز كين . . . باز شد . ( 3 ) . حبه . ( 4 ) . نگ : - و چون . . . داشت . ( 5 ) . نت : برگشته . ( 6 ) . نت : شده . ( 7 ) . نت : - و . ( 8 ) . نت : زمانه . ( 9 ) . نگ : - زلزله در زمين . . . كرد . ( 10 ) . نت : + لشكر . ( 11 ) . نت : مغلوبه . ( 12 ) . نت : - بيت . ( 13 ) . نگ : - بيت . . . پيش . ( 14 ) . نگ : - و . . . مقدورا .