ميرزا محمد حيدر دوغلات

47

تاريخ رشيدى ( فارسي )

گردانيد و در قنبل امير سارى « 1 » بوغا را با قوم قمچاق « 2 » تعيين فرمود و در هراول ، تمور خواجه اغلن مقرر شد و اميرجاكو و امير سيف الدين و امير مراد برلاس و عباس بهادر با ديگر دلاوران شمشيرگزار در قول داشتند « 3 » و بدين آيين لشكرى كين كش جلادت كيش بىشمار از سپاه « 4 » پيش راندند اما بر وفق وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ 125 از عقاب « 5 » اعجاب « 6 » سالم نماندند ، چه جته چون در مصاف قى « 7 » متن « 8 » با آنكه به « 9 » كثرت افزون بودند از سپاه اين طرف شكستى عظيم يافتند ، اين نوبت كه لشكر اين جانب بيش از ايشان بودند « 10 » ، بنيادكار بر حيله نهادند و به سنگ جده 126 كه خاصيت آن از بدايع صنع آفريدگار است ، توسل جسته چاره كردند . « 11 » بيت : « 12 » نبد لشكر جته را تاب جنگ * به افسونگرى چاره جستند و سنگ به سنگ جده مرد افسون پژوه « 13 » * جهان ساخته از باد و باران ستوه بغريد ابر و فغان كرد باد * يكى صاعقه در جهان اوفتاد و با آنكه آفتاب در جوزا 127 بود ناگاه سپاه سياه جوشن ابر « 14 » ، بيت : « 15 » باد در زير آن سليمان‌وار * رعد غران و برق آتش‌بار « 16 » از كمين‌گاه قضا به ميدان هوا تاخت و غريو گورگه 128 رعد در طاق نگون نيلگون گردون انداخت . ناوك برق از كمان رعد بر هر سو گشاد داد و از باران تير ساخته ، تيرباران آغاز نهاد و روزگار را در آن ايام عشق فتنه و آشوب تازه گشته بود . چندان آب از ديدهء سحاب فرو ريخت كه طوفان برخاست . بيت : « 17 » طوفان از آن ديار برآمد مگر كه ابر * آندم شنيده بود صداى دعاى نوح

--> ( 1 ) . نت : سيارى / نگ : چپ فرماندهى را به عهده گرفت و اميرسار . ( 2 ) . نگ : قچپاق . ( 3 ) . نت : بداشت . ( 4 ) . نگ : - لشكرى . . . از سپاه . ( 5 ) . نت : عتاب . ( 6 ) . نت : العجاب . ( 7 ) . نگ : قبه . ( 8 ) . نت : مقين . ( 9 ) . نت : - به . ( 10 ) . نت : بوده‌اند . ( 11 ) . نگ : خاصيت فوق العاده داشت چاره كردند . ( 12 ) . نت : - بيت . ( 13 ) . نت : - به سنگ . . . پژوه . ( 14 ) . نت : - ابر . ( 15 ) . نت : فرد . ( 16 ) . نگ : - بيت . . . آتش‌بار . ( 17 ) . نت : قطعه / نگ : - بيت .