ميرزا محمد حيدر دوغلات

43

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : « 1 » نخيزد دگر چون درآيد به سر * كسى كز حد خود نهد پا بدر « 2 » و چون آن ديار از قديم باز منسوب به حضرت صاحب‌قران و دودمان عالى شأن او بوده ، مكارم ملكات ملكانه ، اقتضاى اكرام اضياف مىكرد . « 3 » اميرحسين را طوى داده ، گماشتگان حضرتش جشنى آراستند كه زهره رامشگر از نظاره آن ساز حيرت نواخته به اداى اين نوا مترنم گشت . « 4 » نظم : آن چه بزمست مگر گلشن جام است آنجا * خضر در آرزوى جرعهء جام است آنجا ( 20 پ ) نعمت آماده و اسباب تنعم وافر * مجلس خاص و طرب خانه عام است آنجا نغمهء ساز سعادت طرب افزا شب و روز * گردش ساغر انعام مدام است آنجا « 5 » شاملش همگنان را نوازشهاى در خور مراعات فرمود و اميرحسين را پيشكش‌هاى لايق كشيد « 6 » . بيت : « 7 » ز هر چيز كان بود شايسته‌تر * ز اسب و ز تيغ و كلاه و كمر و چون پدر اميرحميد « 8 » را با پدر حضرت صاحب‌قران سوابق مودت و دوستى ثابت بود ، به حكم « مودّة الآباء قرابة الابناء » 110 ، در آن طوى با امير الجايتو ابردى كه آينهء خرد و كياستش از كبر سن به صيقل تجربه‌هاى گوناگون جلا يافته بود و همگنان هنگام

--> ( 1 ) . نت : فرد . ( 2 ) . نگ : - بيت نخيزد . . . پا بدر . ( 3 ) . نگ : و چون آن ديار دوباره به دست امير تيمور افتاد از مكارم ملكات ملكانه جشنى ترتيب داد . ( 4 ) . نت : - به اداى . . . گشت . ( 5 ) . نگ : - كه زهره رامشگر . . . آنجا . ( 6 ) . نت : كشته . ( 7 ) . نت : فرد . ( 8 ) . نب ، نگ : حيدر .