ميرزا محمد حيدر دوغلات
29
تاريخ رشيدى ( فارسي )
يكديگر را ديده صفها بياراستند كيخسرو ختلانى با اتباع خود از اميرحسين روگردان شد و صف را ويران ساخته به لشكر خان پيوست . 52 اميرحسين چون آن حال مشاهده نمود رو به هزيمت نهاد و خان ، مظفر و منصور از عقب او روان شد و از جيحون گذشته تا به قندوز بيامد و لشكريانش ، ايل و الوس آن حدود و نواحى را با عقبه هندوكش و غارت كردند و بهار و تابستان در آن اطراف و نواحى بگذرانيدند . « 1 » نقل از ظفرنامه « 2 » ذكر مراجعت توغلقتمورخان به تختگاه خويش چون پائيز درآمد ، خان متوجه سمرقند شد و در راه فرمان داد تا امير بيان سلدوز را به ياساق رسانيدند . « 3 » 53 و چون به سمرقند رسيد تمام مملكت ماوراء النهر به تخت تسخير و تصرف او درآمده بود و مجموع امرا و نوئيان اطراف به كام و ناكام سر بر خط فرمان نهاده جماعتى را كه از فساد ايشان انديشناك بود به ياساق رسانيد « 4 » و بعضى را كه محل اعتماد بودند به غايت و موهبت اختصاص بخشيد و پسر خود الياس خواجه اغلن [ را ] حكومت آن ديار نصب « 5 » فرمود و غلبه تمام از امرا و لشكريان جته مقدم بر همه بيگجيك را به ملازمت او نامزد كرد و حضرت صاحبقران را به صنوف ترتيب و عواطف مخصوص داشته پيش پسر بگذاشت و چون از مجارى احوال و اوضاع آن حضرت آثار شهامت و صرامت تفرس مىنمود ، ضبط امور آن ممالك را به رأى وزين او مفوض فرمود و خود در عين جلالت و كاملا رى به مقر سرير سلطنت بازگشت . « 6 » ظفر ملازم و نصرت قرين و دولت يار * قوى به طالع و فرخنده پشت استظهار « 7 » توغلقتمورخان از ديار ماوراء النهر ( 14 ر ) بازگشت و تقدم امرا و مردم جته به امير بيگجيك مسلم داشته بود و كفالت « 8 » مصالح اهالى آن مملكت به حسن تدبير حضرت
--> ( 1 ) . نگ : + فصل هفتم . ( 2 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه . ( 3 ) . نگ : سلدوز را به رسم مغولان كشتند . ( 4 ) . نگ : انديشناك بود با آنان همانطور رفتار كرد كه با امير بايان سلدوز رفتار كرده بود . ( 5 ) . نگ : حكومت نواحى مفتوحه نصب . ( 6 ) . نگ : + خلاصه . ( 7 ) . نگ : - ظفر ملازم . . . استظهار . ( 8 ) . نب : كفارت .