ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 210
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مردمى جداگانه را تشكيل مىدهند ، از نسل منقولهاى مهاجمى هستند كه به اين سرزمين تاختهاند ، احتمال دارد مانقالها نيز بقاياى لشكر ديگرى از منقول باشند كه در روزگار چنگيز يا يكى از جانشينان او بر افغانستان تاختهاند . اما من نمىدانم كه آيا چهرهها و زبان مانقالها هيچ اثرى از يك چنين نژادى هويدا مىسازد يا نه . از هر جهت احتمال دارد كه امروزه مغولها در هند بيشتر از جاهاى ديگر ظاهر شده باشند . در جريان عمليات مربوط به تكميل آمار پنجاب در 1881 ، آقاى دنزيل ايبتسون تعداد زيادى از مردمى را پيدا كرده كه مدعى نام مغول بودهاند . اگر چه ممكن است بسيارى از آنها افراد قبايلى بوده باشند كه در ايام بابر يا همايون وارد هند شدند ، اما مشكل مىتوان نژاد آنها را به مغولان يا به مغولستان - الوس مغول حقيقى ميرزا حيدر - مربوط ساخت به هر حال اينان ، عمدتا كسانى مىباشند كه در مجاورت دهلى ، در بخش راولپندى ، و بر روى مسيرهايى كه از حدود شمالى آن ولايت مىگذرد قرار گرفتهاند . آنان در اينجاها به قبايل جزء متعددى تقسيم شدهاند ، اما از مغولان واقعى در ميان آنها ، كسانى خود را چغتايى و برلاس مىخوانند كه ظاهرا تعدادشان زياد بوده باشد . آقاى ايبتسون تعداد اولى را مجموعا 593 / 23 و دومى را 137 / 12 ذكر كرده است . « 1 » اما درباره اينكه آنان تا چه حد خصوصيات قومى را حفظ كردهاند و آيا در تغيير وضعيت آنها ، مىتوان تشخيص داد كه با منقولهاى فعلى مغولستان يا حتى هزارههاى افغانستان وابستگى خونى داشتهاند يا نه ، چيزى گفته نشده است . به نظر مىرسد كه براى تأييد حالت ويژه منقولها به عنوان يك قبيله ، برخى از الگوى اساسى نژادى آنان بايستى باقى مانده باشد . در مرزهاى هند نيز مانند تركستان شرقى ، اخلاف مغول خوشنام نيستند ؛ اما اين امر
--> مانقالها به عنوان « منقول يا طايفه ترك چغتايى » سخن مىگويد كه « در حدود پيوار ) raviep ( و در سرچشمه آبهاى رودخانه خرم ) mrruk ( مستقر گشتهاند . ر . ك : natsinahgfa fo sesar ( اقوام افغانستان ) ، صص 79 - 78 ، و 102 ) . ( 1 ) . گزارشى از سرشمارى پنجاب ) troper susnec hajnup ( ، 1881 ، ص 277 .