ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 200

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بنابراين ، روايت او حدود يك صد و بيست سال قبل از آن دوره‌اى آغاز مىشود كه ميرزا حيدر شروع به جمع‌آورى رواياتى نموده كه شالوده اصلى بخش اول كارش را تشكيل مىدهد . و به عقيده من شايد بتوان گفت كه ميرزا حيدر تنها مورخ مسلمانى است كه تاريخ مغول‌ها را در اين فاصله و نيز در ( حدود ) بيش از يك ربع سدهء بعدى كه وى حيات داشته ، به رشته تحرير درآورده است . چنان كه ديده‌ايم نوشته‌هاى چينى در اين مورد مختصر و صرفا اتفاقى است . به هر حال در جايى كه شرف الدين خود را با مغولستان و رويدادهاى مربوط به نواحى مجاور آن مشغول داشته ، ميرزا حيدر - كاملا به مؤلف يزدى اعتماد نموده و صرفا به رونويسى اثر او پرداخته - گزارشى از خود ارائه نكرده است . برخى از مؤلفان مسلمان دوره مختصرى را كه در فاصله آغاز تاريخ رشيدى و نقطه ادامه روايت ظفرنامه وجود دارد تا حدودى روشن ساخته‌اند ، هرچند كه ميرزا حيدر آن را دوره‌اى مىداند كه طى آن سوابق تاريخى نياكانش پايه‌گذارى شده است . بنابراين مىتوان گفت كه تاريخ وى تنها اثر در دسترس ماست كه دورهء بعدى گزارش‌هاى ظفرنامه - يا از سال‌هاى نخست سده پانزدهم تا نيمه سده شانزدهم - را مورد بررسى قرار داده ؛ اين در حالى است كه هيچ شاهد اروپايى براى تأييد اين سند ميرزا حيدر از آن دوره ، وجود ندارد و تنها سالنامه‌هاى چينى به طور خيلى جزئى آن را گواهى كرده‌اند . اين ويژگى منحصر به فرد كتاب مىتواند بر ارزش تاريخى آن بيفزايد و آن را براى دوره‌اى كه مخصوص خود اوست ، قطعا به صورت يك مرجع درآورد ؛ اما بايد پذيرفت كه اگر با يك تفسير خارجى به شرح آن اقدام مىشد ، بر ارزش والايش افزوده مىگشت و با حلقه‌اى از شهادت خارجى ، با كشورهاى غربى و رويدادها ارتباط مىيافت . به عبارت ديگر ، اگر برخى از محققان اروپايى ، مطالب را از ديدگاهى متفاوت با نظريات ميرزا حيدر نگاه مىكردند ، همان كارى را براى او انجام مىدادند كه كارپينى و روبروك فرصت آن را براى جهانگشاى جوينى ، يا ماركوپولو براى مؤلفانى پديد آوردند كه در سده‌هاى سيزدهم و چهاردهم درباره كشورهاى متعدد آسيايى به بحث پرداخته