ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 181
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ظاهرا سالنامههاى چينى سلسله مينگ ، تنها منبعى است كه گزارشى متوالى از روزگار چنگيز و رؤساى بعدى اويغور را دربرگرفته و ما ترجمه مختصر آن را مرهون دكتر برتشنيدر هستيم . « 1 » در اين ترجمه مختصر ، ذكرى از چاليش به عنوان ولايت همتاى به ميان نيامده و به همين دليل شايد بتوانيم فرض كنيم كه در مينگ - شى اشارهاى به آن نشده است . احتمالا وقايع نگاران چينى ، آن را بخشى از تورفان محسوب نمودهاند و در صورت صحت اين امر ، شايد بتوان گفت كه گزارش آنان در اين باره ، مشمول گزارشات كلى ايشان از خانات اويغورستان است . به فاصله بسيار كمى از آغاز تاريخ رشيدى ، گزارشاتى از مينگ در دست است كه مىگويد ، چون اميرتو - لو - فان ( ياتورفان ) در سراسر قلمرو خود در امتداد چين ، مكررا سفارتخانههاى بيگانه را غارت مىكرد امپراتور در سال 1377 لشكرى براى تنبيه او و غارت قلمروش فرستاد - ظاهرا اين مأموريت با موفقيت همراه بود . از اين امير نامى برده نشده . تاريخ آن بايستى با سلطنت قمر الدين در مغولستان مطابق بوده باشد ، اما من در مورد اينكه اويغورستان بخشى از قلمرو قمر الدين را تشكيل مىداده چيزى نمىدانم جز اين حقيقت مسلم كه اندكى پس از تاريخ مورد نظر كه تيمور در يك لشكركشى كينه جويانه بر مغولستان غلبه كرد ، يكى از ستونهاى نظامى خود را تا منتهى اليه شرق قره - خوجه كه كاملا در داخل اويغورستان قرار داشت ، فرستاد . از سوى ديگر ، چند سال بعد هنگام مرگ خضر خواجه ، لشكر تيمور به فرماندهى ميرزا اسكندر آن سرزمين را فقط تا منتهى اليه شرق كوچر ويران كرده سپس ( به دليل نامعلومى ) به سوى ختن عقبنشينى نمود . « 2 » معهذا خضر خواجه چنانچه از تاريخ ميرزا حيدر برمىآيد حداقل يك پيروزى موقتى بر تورفان و قره - خوجه به دست آورده بود . اين حوادث در اوج قدرت مغول به وقوع پيوست يعنى هنگامى كه تاخت و تاز و
--> ( 1 ) . بيشتر ترجمهء برتشنيدر ، و نه همهء آن در enihc al ed tsih s'alliam ed ( جلد دهم ) ديده مىشود اما سخت پراكنده و آميخته با تاريخ هامىهاست . بنابراين ، ترجمهء دكتر برتشنيدر براى هر دو طرف بسيار مفيد است . ( ر . ك : اثر او با مشخصات qes 193 . pp , ii , sehcraeser . dem ( . ( 2 ) . پتى دلاكروا ، 3 ، صص 217 - 216 .