ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 172

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ايلك خانان پس از آن چندان دوام نياورده‌اند . از تواريخ همين مسلمانان درمىيابيم كه در دوره‌هايى از سده‌هاى دهم و يازدهم ، قلمرو ايلك خانان از خراسان تا چين امتداد داشته . در اين باره تنها مىتوان گفت كه قلمرو مذكور در مسيرى طولانى به سوى شرق گسترش داشته ، زيرا چينىها در سالنامه‌هايشان در همان دوره از معاملات ميان امپراتورىهاى خود و خانان كائو - چانگ و بش‌باليق چنان سخن مىگويند كه انگار آنان رؤساى مستقلى بوده‌اند . « 1 » ما در حدود سال 1124 كه يليوتايشى « 2 » گورخان قره‌ختايى بر تمام تركستان شرقى دست يافت و بالاساغون را به انضمام بسيارى از سرزمين‌هاى جانب شرقى كه از آن پس تحت نفوذ ايلك خانان قرار گرفت تسخير كرد ، به زمينه مطمئن‌ترى مىرسيم . اين تهاجم ، نقطه پايانى بر حكومت اويغورهاى غربى - قارلوق‌ها ، يا قره‌خانى - گذاشت . اويغورهاى شرقى نيز خراجگذار فاتحان شدند . اما اين فتحى بود كه احتمالا تأثير اندكى بر اهالى آن سرزمين داشت . روشن نيست كه لشكر گورخان از كدام قبايل تشكيل مىشده ، به احتمال قريب به يقين ، لشكرى بوده با آميختگى نژادى زياد كه به هر صورت لشكرى كاملا مهاجم به حساب مىآمده و به هيچ وجه متشكل از مردمى مهاجر نبوده است . به علاوه حكومت قره‌ختايى كمتر از يك صد سال دوام آورده كه در اين صورت اويغورها توده كاملا يك‌پارچه‌اى را تشكيل داده‌اند كه به واسطه فتح مذكور تا حدودى نژادشان تغيير يافته بود . بدين ترتيب شايد بتوان گفت كه تا چند سده قبل از ظهور منقولان ، برخى از مردمان ترك اويغور ( شايد بتوان در آينده آنان را صرفا اويغور خواند ) تحت فرمان هر كسى كه از

--> ناشى شده است . تا - قار ، قار ، با - قاز - قاز ، و غيره نمونه‌هاى متعددى از آن كلمه هستند ؛ و گويى تمام آنها تحريف كلمه اويغور يا حتى احتمالا تغوز - اويغور مىباشند . در نوشته‌هاى جغرافيايى ياقوت به زبان عربى ( قرن پانزدهم ) اين نام به صورت تغز - غز ، بدون الف آمده است . وى آنان را قومى از تركان مىداند . ( 1 ) . من عمدا دولت جداگانه اويغور را كه گفته مىشود نزديك كان - چو و سو - جو ، در مرزهاى چين يعنى در ماوراى سلسله كوه‌هاى مورد نظر تاريخ رشيدى قرار داشته و احتمالا دولت يا جامعهء كوچك بسيار مهمى را به طور كاملا مجزايى تشكيل مىداده حذف كرده‌ام . ( 2 ) . ihsiat uiley .