ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 164

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بالا براى روشن ساختن مطلب كفايت مىكند ، هرچند كه مغول‌هاى مغولستان در خلال دوره‌اى كه شامل سده‌هاى سيزدهم و شانزدهم بوده ، غالبا ترك ناميده شده‌اند اما ضرورتى ندارد كه فرض كنيم آنان ، خواه در اصل ، يا خواه از راه آميزش خونى در دوره‌هاى بعدى ، ترك‌نژاد بوده‌اند . به هر حال ، مورد بسيار مهم ديگرى وجود داشته كه اين موضوع اصطلاحات را هنوز بيشتر پيچيده مىكند . ظاهرا مورد مذكور عبارت از اين است كه تمام قبايل و اقوام آسياى مركزى مايل بوده‌اند خود را از نژادى معرفى كنند كه اتفاقا در دوره‌هاى بخصوص ، برترى را از آن خود ساخته بود . آنها با اختيار اين نام ، مىكوشيدند بدون توجه به وابستگى قومى ، خود را به عنوان اعضاى ملت برتر قلمداد كنند ، رشيد الدين در اثر بزرگ خود در رابطه با مغولان ، مخصوصا بر اين نكته تأكيد كرده و موضوع را در جايى چنين توضيح داده است : آنها [ تاتارها ] « با جاه و شوكت و حرمت تمام . و از غايت عزت و حرمت ، ديگر اصناف اتراك . . . خود را به نام ايشان مشهور كرده‌اند و همه را تاتار مىگفته‌اند . و آن اصناف مختلف جاه و منصب خود را در آن دانستندى كه خود را به ايشان مخصوص گردانيده و به نام ايشان مشهور شده‌اند . چنان كه در اين زمان « 1 » به واسطه دولت چنگيزخان و اروغ او - چون ايشان مغول‌اند - ديگر اقوام ترك مانند جلاير و تاتار و اويرات و اونكوت و كرايت و نايمان و تنكقوت و غير هم كه هر يك را اسمى و لقبى مخصوص بوده ، جمله از روى تفاخر خود را مغول گويند و با وجود آنكه در قديم از اين اسم استنكاف داشته‌اند . فرزندان ايشان اكنون كه موجودند چنان تصور دارند كه ايشان از قديم باز ، به اسم مغول موسوم و منسوب بوده‌اند ؛ و نه چنين است . چه در قديم الايام از مجموع اقوام اتراك صحرانشين مغول يك قوم بوده‌اند . . . اين زمان به جايى رسيده است كه اقوام ختاى « 2 » و جورجه « 3 » و نينكياس « 4 » و اويغور و قپچاق و

--> موضوع به اين نتيجه رسيده كه هيونگ‌نو « ظاهرا واحدى سياسى بوده و نه قومى » . ( ر . ك : noitasilivic esenihc fo nigiro nretsew [ ريشهء غربى تمدن چينى ] ، ص 223 . ) ( 1 ) . يعنى نخستين سال‌هاى قرن چهاردهم . ( 2 ) . چين شمالى . ( 3 ) . چين جنوبى . ( 4 ) . در متن انگليسى بعد از اين نام ، « چورچى » آمده است . ( م )