ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 162

تاريخ رشيدى ( فارسي )

قبايل و قوم خود ، فرمانده بود . . . در ميا قبايل مغل يك ترك ديگر هم بود ، بزرگ و فرمانده و محترم ، و همه قبايل مغل در فرمان اين دو كس بودند . . . همه اطراف قبايل ترك به دست فتنه و فساد ايشان درمانده بودند . . . » « 1 » جوينى ، مؤلف جهانگشاى جوينى درباره منقولان به حديثى از صاحب شريعت « 2 » استناد مىكند « اتركوا التّرك ما تركوكم فانّهم اصحاب بأس شديد » « 3 » ابو الفدا در جايى كه روس‌ها را متعلق به گروه غيرمسلمان و سكنه غير تاجيك ممالكى مىداند كه متمدن محسوب مىشده‌اند ، به نقل از يك مؤلف عرب ، آنها را مردمى ترك‌نژاد معرفى مىكند . « 4 » ابن حوقل درباره اين موضوع ، از نقطه نظر جغرافيايى اشاراتى دارد : « طراز [ طاراز ] در منتهى اليه مرز ميان مملكت تركان و مملكت مسلمانان است . » « 5 » با اين همه ، اكثريتى از مسلمانان از نژاد ترك بودند و منهاج الدين نيز با اشاره به تهاجمى به تبت ( ظاهر از جانب بنگال عليا ) مىگويد : « تمامت مردم [ تبت ] ترك ، تيرانداز ، و [ مجهز به ] كمان‌هاى بلند بودند . » « 6 » ادريسى نيز ضمن صحبت از تبت مىگويد : « اين سرزمين تركان تبتى است » ؛ و سپس [ مىافزايد ] : « اين فضاى ميانى ، با مراتع و جنگل‌ها ، و قلعه‌هاى محكمى پوشيده شده كه از آن تركان تبتى است . » همچنين به گفته وى : « در آنجا تركانى هستند كه نژادهاى بسيار متنوعى دارند ؛ « 7 » و او از ميان آن قبايل ، درباره تبتىها و قلماق‌ها با جزئيات بيشترى پرداخته است . وى در اين عبارت ، اسامى قبايل باقيمانده را با چنان

--> ( 1 ) . طبقات ناصرى ؛ منهاج سراج جوزجانى ، تصحيح عبد الحى حبيبى قندهارى ، ( بدون نام محل انتشار ) ، ج 2 ، ص 668 . ( م ) ( 2 ) . در متن انگليسى به جاى « صاحب شريعت » به غلط « قرآن آمده و احتمالا عبارت مذكور را به جاى « قرآن » ترجمه كرده‌اند . در متن انگليسى به جاى « حديث » هم از كلمه « عبارت » استفاده شده . از آنجا كه ، عبارت مذكور ، قرآنى يا در حقيقت آيه نبود ، لذا از كلمه « حديث » استفاده شد . ( به ادامه مطلب در فوق توجه كنيد ) ( م ) ( 3 ) . تاريخ جهانگشاى ؛ علاء الدين عطا ملك بن بهاء الدين محمد بن محمد جوينى ، تصحيح محمد بن عبد الوهاب قزوينى ، طبع ليدن ، 1329 هجرى ، مطابق سنه 1911 مسيحى ، ج 1 ، ص 11 . ( م ) ( 4 ) . 296 . p , 1 . tp , . ii , adef - luba , duanier . ( 5 ) . 48 . p , . rgoeg . tcid , reilennoht . ( 6 ) . طبقات ناصرى ، ص 566 . ( 7 ) . در متن انگليسى ، در مقابل نژادهاى بسيار متنوع ، متن ديگرى در پرانتر چنين آمده : ) sesreved sert secar ed (