ميرزا محمد حيدر دوغلات
801
تاريخ رشيدى ( فارسي )
راندند و اين باعث آشفتگى شد . ( م ) ( 1028 ) . سورهء الفجر : آيه 21 . ( 1029 ) . جوهر ، مورخ هندى ، علت شكست اين مرحله را كلا ناشى از زنجيرهاى گردونها مىداند . به گفته وى ، همايون فرمان داد تا زنجيرها را برداشتند و به زعم او صدور اين فرمان ناشى از تدبير ناصواب ميرزا حيدر بوده ، چه « ميرزا حيدر وانمود مىكرد كه براى فراهم آوردن امكان عبور فراريان برداشتن زنجيرهاى گردونها كه در مقابل قلب قرار داشتند ضرورى است . متأسفانه اعليحضرت با اين تدبير موافقت كرد و زنجيرها برداشته شد . فراريان از ميان صفت گردونها گذشتند . » اما به نظر مىرسد دليلى براى ترديد روايت ميرزا حيدر وجود ندارد . وى نقش مهمى در جنگ ايفا كرد و از شاهدان عينى حوادث بود . ( در مورد جوهر ر . ك : اليوت ، 5 ، ص 143 ؛ يا همايوننامه ، ) nuyamuh fo nem ( اثر چارلز استوارت ، ص 21 . ) ( 1030 ) . كيجيم : ظاهرا همان كجيم است . « كجيم بر وزن قديم ، برگستوران را گويند كه روز جنگ پوشند و بر اسب نيز پوشانند . » برهان قاطع ( م ) . ( 1031 ) . جبا كه در متن جپا نيز خوانده مىشود ، همان جيبه ( به فتح اول و ثالث ) به معنى زره نيم تنه است ( م ) . ( 1032 ) . 947 . ( م ) ( 1033 ) . در اينجا سه سطر القاب خواجه حذف شده است - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف « حضرت . . . المشتهربه » ( م ) ] . ( 1034 ) . يعنى سيد ابوبكرى و عمرى . ( م ) ( 1035 ) . منابع ايرانى تعداد فرزندان سلطان حسين ميرزا را چهارده پسر و يازده دختر نوشتهاند . مثلا ، ر . ك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 230 ؛ احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 119 ؛ جهانگشاى خاقان ، مؤلف ناشناس ، مقدمه و پيوستها دكتر اللّه دتا مضطر ، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان ، اسلامآباد ، تاريخ انتشار 1406 ه ق ، 1364 ه ش ، ص 336 . ( م ) ( 1036 ) . شكست قطعى فرزندان سلطان حسين ميرزا از اوزبكان در 7 محرم 913 اتفاق افتاد ، اما بعضى از فرزندان وى تا چند سال بعد از آن زنده بودند ؛ مثلا ابن حسين ميرزا تا 919 و فريدون حسين ميرزا تا 915 ( ر . ك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 374 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 346 ، 352 . ) ( م ) ( 1037 ) . از آنجا كه اين عبارت [ از آنجا كه كوه سهرند است تا كوه سارنگ . مصحح اين عبارت را چنين تصحيح كرده ، از آنجا كه كوه سهرند است تا آنجا كه سارنگ متصرف شده . ( م ) ] در دو اثر منتشر نشده - آثار آقاى ارسكين و ماژور پرايس - به طور متفاوتى ترجمه گرديده ، لذا توضيحى چند در مورد تغييرى كه من در متن ايجاد كردهام ضرورى است . عبارت مذكور در تاريخ رشيدى درست مانند آن چيزى خوانده مىشود كه در ترجمه آقاى ارسكين ديده مىشود ( و آقاى راس نيز اين عبارت را به همان ترتيب ترجمه كرده ) يعنى « دامنههاى سرزمين كوهستانى ميان سهرند و سارنگ » ؛ اما به معنى سارنگ اشارهاى نشده است . ظاهرا منظور از سارنگ ، محل يا ناحيهاى بوده ، اما در آن بخش از هند مورد بحث ، يك چنين نامى كه مبين ناحيه باشد به چشم نمىخورد . ترجمه پرايس از روى اكبرنامه بوده و نه از تاريخ رشيدى و مؤلف اكبرنامه ظاهرا مطالب خود را از روى ميرزا حيدر استنساخ كرده است . عبارت مذكور ، در نوشته پرايس چنين آمده « بايد . . . دامنههاى كوهها را در تمام جوانب از سهرند تا سارنگ ، يعنى سراسر منابع رودخانههاى كوگر ، سرسواتى ، و جمنا از سهرند تا سوهورونگپور محكم ساخته باشيم . » ظاهرا جمله اخير را مؤلف اكبرنامه براى توضيح بيشتر درج كرده است . [ بايد از سوى مترجم يعنى پرايس اضافه شده باشد زيرا در اكبرنامه ، ص 255 ، جمله اخير ( يعنى سراسر . . . تا سوهورونگپور » ) مشاهده نمىگردد . ( م ) ] در فصل بعدى خواهيم ديد كه فقط در يكى از نسخ تاريخ رشيدى ، نام سارنگ براى بار دوم ظاهر مىگردد و در اينجا به عنوان شخص و نه نام محل ، مطرح