ميرزا محمد حيدر دوغلات
790
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( 904 ) . به صور مختلف مىتواند بنين ، بون و غيره باشد . در نقشههاى جديد مشهود نيست . ( 905 ) . دو سطر عبارت مسجع و يك بيت شعر حذف شد . راس . [ توضيح مترجم در حذف عبارت « از مهبط . . . سرسبد » ( م ) ] . ( 906 ) . ملك على و چند تن از ملوك معتبر كشمير همراه با عدهاى انبوه كشته شدند . ( م ) ( 907 ) . اين جمله تا حدودى خلاصه شده . - راس . [ توضيح مترجم انگليسى كه جمله مذكور را چنين آورده : « ملك على اعظم ملوك كشمير مع چند ملوك معتبر كه سردار و سرور بودند معدوم شدند . » ( م ) ] ( 908 ) . پايان : به معنى پايين آمده است . ( م ) ( 909 ) . در اينجا يك رباعى و يك عبارت پر از لفاظى حذف شده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف « رباعى . . . ناگام رفته شد . » ( م ) ] ( 910 ) . 939 ( م ) . ( 911 ) . يعنى با گذشتن ماه شعبان ماه ارديبهشت هم به آخر رسيده و برفهايى كه در بهمن ماه در فصل زمستان باريده بود بر اثر تابش آفتاب ارديبهشت ماه آب شد . ( م ) ( 912 ) . در اينجا عبارت « بلكه جمهور رذايل چغولان » حذف شده . من چيزى از آن نمىدانم . - راس [ توضيح مترجم انگليسى كه عبارت مذكور را حذف كرده . ظاهرا چغول همان چغل [ چ غ ] است : يعنى سخنچين و نمام . ر . ك : لغتنامه . ( م ) ] ( 913 ) . [ مترجم انگليسى عبارت « و اين جريمه . . . در گردن اوست » را حذف كرده و توضيح داده : ( م ) ] در اينجا عباراتى را پى مىگيرد كه من صرفا معنى ناچيزى از آن درمىيابم . ظاهرا مفاد عبارت اين است كه خان همواره از اعمال شريرانه ميرزا على طغاى چشمپوشى مىكرده ؛ اما مترصد فرصتى بوده تا در صورت مشاهده توطئهاى از سوى او ، مثلا كشيدن سلطان اسكندر به طرف خود ، بدون معطلى وى را به قتل رساند . اين پايان آن چيزى است كه خان به دايم گفته و او اين سخنان را در متن اصلى به ميرزا حيدر گفته است . - راس ( 914 ) . عبارت مبهم مىنمايد و ظاهرا منظور اين است كه در صورت كشتن ميرزا على طغاى به جرم توطئه ، گناه اين قتل به گردن خود ميرزا على خواهد بود . ( م ) ( 915 ) . سزاوارتر است اگر اين قسمت از گزارش ميرزا حيدر را در مورد لشكركشى به كشمير ، مانند ترجمه آقاى راجرز از روى روايت فرشته [ تاريخ فرشته ، تأليف محمد قاسم هندو شاه . ( م ) ] استنساخ بكنيم . وى مىگويد « در اين سال كه سنه تسع و ثلثين و تسعمايه باشد سعيد شاه ، سلطان كاشغر پسر خود شاهزاده سكندر خان را به همراهى ميرزا حيدر كاشغرى با دوازده هزار كس از راه تبت و لار بر سر كشمير فرستاد و كشميريان از آوازه صلابت و مهابت ايشان كشمير را خالى كرده بىجنگ به اطراف گريختند و پناه به كوهستان بردند . كاشغريان به ولايت كشمير درآمده عمارات عاليه را كه از شاهان سابق بود به خاك برابر ساختند و شهر را آتش زدند و خزاين كه در زير زمين مدفون بود همه را به تفحص برآورده تمام لشكر پر از مال و اسباب كردند و هرجا كه اهل كشمير پنهان شده بودند خبر يافته بر ايشان مىرفتند و ايشان را به قتل مىرسانيدند و اسير مىساختند و تا سه ماه اين در كار بود و ملك كاجى چك و ملك ابدال ماكرى و ديگر سران سرداران نامى به چك دره رفته بودند و چون آنجا بودند مصلحت ندانسته به جانب كهاور و بارهدار و از آنجا به راه باده از كوه فرود آمدند و به جنگ مغولان قرار داده روان شدند . اسكندر خان و ميرزا حيدر كاشغرى نيز با لشكر انبوه در برابر ايشان آمدند و جنگى عظيم روى داده از سرداران كشمير مثل ملك على و مير حسن و شيخ مير على و مير كمال كشته شدند و از كاشغريان نيز مردم خوب به قتل آمدند و كشميريان خواستند كه پشت به معركه دهند . . . چون شب درآمد طرفين از غنيم خود حساب گرفته هر يك به جاى خود رفتند . و هر دو طايفه از جنگ