ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 100
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مىتوانيم بگوييم : « از آنجا كه ديگر هيچ شاهزادهاى از نسل چغتاى در كاشغر ، ياركند ، الغ تاغ يا اويغورستان باقى نمانده بود كه اقتدار او مورد تأييد باشد ، امراى مغول شورايى تشكيل دادند و در آن شورا تصميم گرفتند كه ايسان بوغا را از بخارا فرا بخوانند و او را خان كاشغر ، ياركند ، الغ تاغ ، و خان مغولستان قلمداد كنند . » « 1 » از اين امر چنين برمىآيد كه ايسان بوغا زمانى كه از سوى امراى دوغلات فراخوانده شد ، هنوز در ماوراء النهر سلطنت مىكرده ؛ اما اين نكته هم مسلم نيست ، زيرا قبلا گفته شد كه وى به مغولستان گريخته بود . در هر صورت ، تاريخ دو حادثه با هم مطابقت مىكند چون غيبت ايسان بوغا از ماوراء النهر ، بنا به نوشته يك مؤلف ، در 721 ه ( 1321 ميلادى ) انجام گرفت و اين درست همان سالى است كه به گفته مؤلف مذكور ، ايسان بوغا به كاشغر فراخوانده شده و به خانى مغولستان با ( اگر بتوان چنين فرض كرد ) توابع آن منصوب گشته است . بدين ترتيب ، اگر چه تواريخ ايام و حتى برخى از حوادث آن روزگار مبهم است ، اما به نظر مىرسد كه تقسيم نهايى خانات چغتايى در 1321 و يا در همان حدودها اتفاق افتاده ، و منجر به تأسيس دو سلسله جداگانه گرديده كه بعد از آن هرگز به اتحاد نيانجاميده است . شاخه غربى اندكى بعد به زير سلطه تيمور درآمد و اولاد او ، به واسطه بابر ، خاندان حكومتگر را به هند منتقل كردند كه سه قرن با نام « مغول » بر آنجا حكومت كردهاند ؛ با وجود اين همان طورى كه در روايت ميرزا حيدر خواهيم ديد ، اين شاخه در روزهاى نخست خود به عنوان « چغتايى » - و شايد همين صحيحتر بوده باشد - شناخته مىشد . شايد اكنون بتوانيم از سخن گفتن درباره تاريخ شاخه شرقى - تاريخ « مغولان » اصيل آسياى مركزى - دست برداريم ؛ اما از آنجا كه اين سلسله چند بار درهم شكسته يا به بخشهاى كوچكترى تقسيم گرديده و از آنجا كه موضوع ، يكى از پيچيدهترين
--> آيل خواجه ، از سوى شرف الدين ( ترجمهء پتى ، ج 1 ، ص 26 ) آيمل ، و از سوى ابو الغازى « آيمل خواجه كه با لقب ايسان بوغا خان در ماوراء النهر سلطنت مىكرده » نوشته شده است . اما در خصوص نام آيس ، در متن ارسكين اشتباهى در قرائت انجام گرفته ، اين نام به شكل مذكور در هيچ كجا موجود نيست . ( 1 ) . دسمايسونز ) snosiamsed ( ، ص 165 .