محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

59

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

641 ه و اشبيليه در سال 644 ه . بدين‌گونه در مدت ده سال شهرهاى مهم اسلامى حتى پايتخت عظيم دولت اسلامى به دست مسيحيان افتاد . اندلس در اين برههء از زمان بزرگترين محنتهاى خود را بيازمود و براى اسپانياى مسيحى آشكار شد كه نبرد ملّى بازپس‌گيرى ديرى نخواهد پاييد كه بر ميراث اسلام در اندلس چنگ خواهد افكند . اما تقدير چنان خواست كه اندلس موج اين محنت را نيز از سر بگذراند و باقى بماند . در اوايل قرن هفتم هجرى دولت جديد غرناطه تأسيس شد كه با وجود كوچكىاش از عناصر فتوت و حيات سرشار بود . در روزگارانى كه اسپانياى مسيحى مىپنداشت كه آخرين نفسهاى دولت اسلامى اندلس را خواهد بريد . دولتى به وجود آمد كه قريب به دويست و پنجاه سال ديگر به حيات اندلس اسلامى ادامه داد و با وجود تنگ ميدان بودن عرصهء آن ، با شجاعت شگفت در برابر هجومهاى مستمر اسپانياى مسيحى پايدارى ورزد . غرناطه هرگاه كه خطر نزديك مىشد از همسايگان خويش در آن سوى دريا يارى مىخواست يا به سبب جنگها و كشاكشهاى داخلى در اسپانياى مسيحى از خطر مىجست و به حيات خويش دوام مىبخشيد . در اينجا شايسته است كه به ماهيت اين مبارزه‌اى كه ميان امت اندلسى و اسپانياى مسيحى قرنها ادامه داشت نظرى بيفكنيم و به بررسى عوامل ملى و دينى آن بپردازيم . عوامل دينى و قومى در بيشتر دوره‌ها با اين مبارزه و كشاكش آميخته بوده است ولى بر حسب تطور حوادث شدت مىيافته يا رو به خاموشى مىنهاده است . چون عربها اسپانيا را فتح كردند و دولت اسلامى بر بيشتر نواحى آن استيلا يافت ، مملكت اسپانياى مسيحى در ناحيهء دوردست شمالى به وجود آمد . اين دولت همواره چشم به راه فرصتى بود تا آنچه را از دست داده بازپس ستاند ولى تا پيش از اواخر قرن نهم ميلادى نتوانست در برابر مملكت اسلامى قد علم كند و رسما به ميدان كارزار قدم نهد . در اين سالها بود كه در اندلس آتش فتنه و آشوب افروخته شد و انقلابات داخلى سر بر كرد و حكومت قرطبه براى سركوبى اين اغتشاشات دست به اقدام زد و سرگرم فرونشاندن آنها شد . جنگهاى مسيحيان در اراضى اسلامى در آن ايام چيزى جز يك سلسله