محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

52

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

برخوردار بودند و شعائر دينى و مراسم قومى خود را حتى در اعصار درخشنده حكومتهاى اندلس برپا مىداشتند و هيچ كوششى براى مجبور كردن آنان به پذيرفتن اسلام صورت نمىگرفت . از انواع اين تسامح آن بود كه در عصر حكم بن هشام در قرطبه ديوان خاصى تحت نظر حكومت تاسيس شده بود كه به كارهاى اهل ذمه - مسيحيان و يهود - رسيدگى مىكرد و يكى از روحانيان مسيحى كه « قومس اهل الذمه » خوانده مىشد امور آن را زير نظر داشت . به همين سبب اهل ذمه توانستند دين و زبان و ويژگيهاى قومى و اجتماعى خود را حفظ كنند . وضع مسيحيان در سايه حكومت اسلامى از وضع آنها در عصر گوتها بهتر بود . چنان كه بسا اتفاق مىافتاد كه به مناصب فرمانروايى و وزارت هم برسند يا عضو كارمندان دربار شوند و در زمره نگهبانان خاص درآيند . ولى با وجود اين برخى متعصبين بودند كه از اين تسامح سوءاستفاده مىكردند و به انواع وسائل براى برافكندن دولت اسلامى توطئه مىچيدند . از آن جمله حوادثى بود كه در عهد عبد الرحمان بن الحكم ( در اواسط قرن نهم ميلادى ) اتفاق افتاد و تعصب مسيحيان سبب خونريزىهاى بسيار شد . « 11 » مسيحيان معاهد نسبت به دولت اسلامى كه در سايه آن مىزيستند احساس اخلاص نمىكردند و همه آن تسامح و رعايت را ناديده مىانگاشتند و همواره مترصد فتنه‌انگيزى بر ضد آن بودند و چون فتنه‌اى بروز مىكرد يا جنگى داخلى درمىگرفت آنان را هواى وطن قديم در دل مىجنبيد . بزرگترين خيانتى كه اين مسيحيان مرتكب شدند در اواخر ايام مرابطين بود ، آنگاه كه آلفونسوى اول پادشاه آراگون ملقب به محارب را پس از استيلاء او بر سرقسطه به غزو اندلس فراخواندند ، زيرا نشانه‌هاى انحلال دولت مرابطين را به عيان ديده بودند . آلفونسو نيز دعوت آنان اجابت كرد و لشكر به اندلس كشيد و مسيحيان معاهد در هر شهرى كه بودند و با هر وسيله كه داشتند به يارى او قيام كردند و اين واقعه در سال 519 ه / 1125 م بود . آلفونسو تا حوالى غرناطه بيامد و چندى نيز غرناطه را در محاصره گرفت . سپس رهسپار جنوب شد و ميان او و مرابطين نبرد درگرفت و مرابطين

--> ( 11 ) . رجوع كنيد به دولت اسلامى در اندلس ج 1 / ص 286 - 293 .