محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

49

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

باقى بمانند و قرآن را به صداى بلند به فرزندان خود بياموزند و شعائر اسلامى خود را به صداى بلند اجرا نمايند و حق دارند در سراسر منطقه هرگونه معامله‌اى را انجام دهند و باجها و خراجهاى معمول را بپردازند مگر در سال اول كه از آن معاف‌اند . همچنين در نزاعهاى ايشان قضات مسلمان حكم كنند و مساجد خود را داير نگهدارند . نيز هيچ مسيحى اصيل يا نو مسيحى بدون اذن ايشان حق اقامت در بين آنان را ندارند . و بايد به آنان امان داده شود كه به مال و جانشان تطاول نخواهد شد ، چه در حق ايشان و چه در حق اعقابشان . باشندگان نيز به نوبه خود متعهد مىشوند كه عشريه‌هاى مقرر را بپردازند و با دولت و ديگر رعاياى همجوار خود همكارى و همدستى كنند . و مطلقا به مناطق جنگى نزديك نشوند و دشمنان پادشاه آراگون را يارى ننمايند . اما برخى ديگر از باشندگان بودند كه از مزاياى كمترى برخوردار بودند . اينان هرچند در اجراى مراسم مذهبى خود آزادى داشتند و املاك و اموالشان ضمانت شده بود ولى حق نداشتند برده يا خادم مسيحى داشته باشند يا با مسيحيان غذا بخورند يا با آنان استحمام كنند يا اگر بيمار شدند از آنان پرستارى نمايند يا آنان را در مقابر خود به خاك سپارند . همچنين از اقامه شعائر مذهبى خود به گونه‌اى آشكارا ممنوع بودند و نيز حق نداشتند با مسيحيان در مسائل مناقشه برانگيز دينى بحث كنند . البته هنگامى به مسلمانان باشنده ( مدجن ) چنين امتيازاتى داده مىشد كه آتش تعصب و كينه در دلها شعله مىكشيد . وضع باشندگان مسلمانان از يهوديان بسى مطلوبتر بود ، هرچند هر دو عشريه درآمد خود را مىپرداختند و بدين‌گونه رضايت خاطر پادشاه يا روسا و يا روحانيان خود را فراهم مىساختند . در آغاز سياست مسيحيان آن بود كه باشندگان را به هر وسيله‌اى كه ميسر است خواه به زور و خواه به مدارا به سوى خود جلب كنند . مثلا ملاحظه مىكنيم كه در مسائل دينى و عبادى جانب مدارا و تسامح را مىگرفتند . از جمله چون به شهرى درمىآمدند تنها مسجد جامع را به كليسا بدل مىكردند ، چنان كه در جيان و قرطبه و اشبيليه كردند . براى رسيدن به اين هدف آلفونسوى دانشمند در سال 1254 م در